برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1688 100 1
شبکه مترجمین ایران

retain

/rəˈteɪn/ /rɪˈteɪn/

معنی: نگاه داشتن، حفظ کردن، نگه داشتن، ابقا کردن، از دست ندادن
معانی دیگر: (با پیش پرداخت) وکیل دادگستری اجیر کردن، به یاد آوردن، به یاد داشتن، در خاطر حفظ کردن، اندوختن، (مثلا آب پشت سد را) انباشتن

بررسی کلمه retain

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: retains, retaining, retained
مشتقات: retainable (adj.), retainability (n.), retainment (n.)
(1) تعریف: to maintain possession or use of.
مترادف: hold, keep, maintain
متضاد: abandon, jettison, reject, surrender, yield
مشابه: bear, have, preserve, reserve, save, secure, store, withhold

- You should retain a copy of the document for your records.
[ترجمه ترگمان] باید یک کپی از سند را برای بایگانی خود داشته باشید
[ترجمه گوگل] شما باید یک کپی از سند را برای سوابق خود نگه دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- In the divorce, he retained the house, while his wife got the furniture and the car.
[ترجمه ترگمان] در طلاق، خانه را نگه داشت، در حالی که همسرش اثاثیه و اتومبیل را خریده بود
[ترجمه گوگل] در طلاق، خانه را حفظ کرد، در حالی که همسرش مبلمان و ماشین را گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Put storm windows on in the winter to help your house retain its heat.
[ترجمه احمد صولتی] (محافظ طوفان) پنجره را قرار بدهید تا در زمستان به نگهداری هوای گرم منزل کمک ک ...

واژه retain در جمله های نمونه

1. Despite her lack of funds, Mrs. Reilly retained a detective to follow her spouse.
خانم "رایلی" به زغم نداشتن سرمایه، کارآگاهی را به منظور تعقیب کردن شوهرش اجیر کرد

2. China dishes have the unique quality of retaining heat longer than metal pans.
ظروف چینی، خصوصیت بی نظیری در بیشتر حفظ کردن گرما نسبت به ماهی تابه های فلزی دارند

3. Like the majority of people, I can retain the tune but not the words of a song.
من مانند اکثر مردم، آهنگ قطعه موسیقی را می توانم به خاطر بسپارم اما کلماتش را نه

4. to retain heat
حرارت را نگهداشتن

5. these flowers retain their freshness for a long time
این گل‌ها تازگی خود را مدت‌ها حفظ می‌کنند.

6. The sum ofbehavior is to retain a man's own dignity, without in -truing upon the liberty ofothers.
[ترجمه ترگمان]این پول برای حفظ حیثیت شخصی است، بی آن که خود را به آزادی liberty برساند
[ترجمه گوگل]مجموع رفتارها حفظ کرامت انسانی انسان است، بدون اینکه به آزادی دیگران برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The sum of behaviour is to retain a man's own dignity, without intruding upon the liberty of others.
[ترجمه ترگمان]مجموع رفتار این است که حیثیت شخص خود را حفظ کند، بی آنکه مزاحم آزادی دیگران ...

مترادف retain

نگاه داشتن (فعل)
stop , stay , tackle , hold , keep , guard , withhold , commemorate , refrain , retain , save , preserve
حفظ کردن (فعل)
keep , protect , maintain , secure , fence , retain , memorize , preserve
نگه داشتن (فعل)
hold , prop , maintain , sustain , restrain , retain , preserve , impound , imprison
ابقا کردن (فعل)
maintain , retain
از دست ندادن (فعل)
retain

معنی retain در دیکشنری تخصصی

[حقوق] وکیل گرفتن، نگاهداشتن، ابقا کردن، حفظ کردن
[ریاضیات] ثابت باقی ماندن، داشتن
[حقوق] ودیعه، سپرده حسن انجام کار

معنی کلمه retain به انگلیسی

retain
• keep in possession; keep in practice, continue to use; hold, keep; employ, hire (usually by making an initial payment)
• if you retain something, you keep it; a formal word.
• if an object or substance retains heat or a liquid, it continues to contain it; a formal word.

retain را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

باسم موالی زاده
کسب کردن، پیشه کردن
Arash
استخدام کردن
رضا مختارپور
نگهداشت کارکنان (منابع انسانی)
Kosar
حقوق:مالک بودن
mahsa
جمع شدن(در پزشکی،جمع شدن آب در بدن مثل ادم)
Mahdis.Rahimi
(keep(staff
عبدالمهدی ارجمندنژاد
قبضه کردن، در دست گرفتن، حفظ کردن
مریم افسران
اندوخته
Mahan
حفظ کردن، نگه داشتن، به یاد آوردن
Sustain
سروش
وصول پول
یارمحمدی
[منابع انسانی] جذب
retaining fee = حق جذب
پویا محمودی
رعایت کردن
فاطمه یدالهی
پس انداز کردن
یاسر حیدری
حفظ کردن ، استخدام کردن
محمدسعید قائنی نجفی
اِعمال کردن
Sunflower
To continue to have something
To keep possession of
مسعود شفیعی
بیعانه دادن
Farhood
⁦✔️⁩حفظ کردن، از دست ندادن

She succeeded in retaining her lead in the second half of the race
امیر حسین حسنی
بایگانی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی retain

کلمه : retain
املای فارسی : رتین
اشتباه تایپی : قثفشهد
عکس retain : در گوگل

آیا معنی retain مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )