برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1725 100 1
شبکه مترجمین ایران

resplendent

/riˈsplendənt/ /rɪˈsplendənt/

معنی: غرا، درخشنده، پر تلالو، پر جلوه
معانی دیگر: درخشان، پرشکوه، خیره کننده، فروزان

بررسی کلمه resplendent

صفت ( adjective )
مشتقات: resplendently (adv.)
• : تعریف: full of splendor; radiant; shining.
مشابه: radiant

- The fall leaves glowed in the resplendent light of the sunset.
[ترجمه ترگمان] برگ‌های پاییزی در نور تابناک غروب می‌درخشیدند
[ترجمه گوگل] سقوط برگ درخشندهای از غروب خورشید درخشان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The great hall was resplendent with its gilt walls and ceiling and magnificent chandeliers.
[ترجمه ترگمان] سرسرای بزرگ با دیواره‌ای طلایی و ceiling تزیین شده بود
[ترجمه گوگل] سالن بزرگ با دیوارهای قیمتی و سقف و لوستر های باشکوه، شفاف بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه resplendent در جمله های نمونه

1. The queen was resplendent with jewels.
[ترجمه ترگمان]ملکه با جواهرات تزیین شده بود
[ترجمه گوگل]ملکه با جواهرات شفاف بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Bessie, resplendent in royal blue velvet, was hovering beside the table.
[ترجمه ترگمان]بسی، که در مخمل آبی سلطنتی می‌درخشید، در کنار میز می‌چرخید
[ترجمه گوگل]بیسی، پرشور در مخملی آبی سلطنتی، در کنار میز قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She looked resplendent in a silk dress.
[ترجمه ترگمان]او با لباس ابریشمی زرق و برق به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]او در لباس ابریشم شاداب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He glimpsed Sonia, resplendent in a red silk dress.
[ترجمه ترگمان]او سونیا را دید که لباس ابریشمی سرخی بر تن دارد
[ترجمه گوگل]او سونیا را درخشید و در لباس ابریشم قرمز رنگ شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف resplendent

غرا (صفت)
brilliant , splendid , excellent , magniloquent , resplendent
درخشنده (صفت)
radiant , refulgent , golden , resplendent , effulgent , fulgent
پر تلالو (صفت)
resplendent , glittery
پر جلوه (صفت)
loud , showy , pretentious , resplendent , lustrous , stagy

معنی کلمه resplendent به انگلیسی

resplendent
• brilliant, dazzling, glittering; gleaming, shiny; splendid, magnificent
• if someone is resplendent, their appearance is very impressive; a formal word.

resplendent را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرش اکبری
با شکوه
Shirinbahari
جذاب و پرزرق و برق

she was resplendent in a sea-green dress

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی resplendent

کلمه : resplendent
املای فارسی : رسپلندنت
اشتباه تایپی : قثسحمثدیثدف
عکس resplendent : در گوگل

آیا معنی resplendent مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )