برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1681 100 1
شبکه مترجمین ایران

resound

/ˌriˈsaʊnd/ /rɪˈzaʊnd/

دوباره صدا کردن (رجوع شود به: sound بعلاوه ی re-)، طنین افکن شدن، پژواک کردن، بازخنیدن، خنیدن، (صدا) فراگرفتن، صدای بلند ایجاد کردن، (از صدا) به لرزه در آوردن یا درآمدن، نعره زدن، نوفیدن، آوازه افکن شدن، سرزبان ها افتادن، پیچیدن، منعکس کردن، پژواک یا انعکاس صدا

بررسی کلمه resound

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: resounds, resounding, resounded
(1) تعریف: to be full of sound.
مترادف: echo, resonate, reverberate
مشابه: boom, ring, roar, sound, vibrate

- The theater resounded with applause.
[ترجمه ترگمان] سالن تئاتر پر از تشویق و تشویق بود
[ترجمه گوگل] تئاتر با کف زدن با صدای بلند پخش شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to make a loud or clearly audible sound.
مترادف: resonate
مشابه: blare, boom, crash, echo, peal, ring, roar, sound, thunder

- Applause resounded through the theater.
[ترجمه ترگمان] صدای تشویق جمعیت به گوش می‌رسید
[ترجمه گوگل] applause از طریق تئاتر پخش شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to have widespread fame or influence.
مشابه: redound

- The mayor's words resounded throughout the county.
[ترجمه ترگمان] سخنان شهردار در سراسر ناحیه طنین انداخت
[ترجمه گوگل] کلمات ...

واژه resound در جمله های نمونه

1. The astronaut was welcomed with joyous, resounding acclaim.
[ترجمه ترگمان]این فضا نورد با تحسین و تحسین و تحسین بسیار مورد استقبال قرار گرفت
[ترجمه گوگل]فضانورد با تحسین و شادی و شادمانی آرام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The echo resounded back to us.
[ترجمه ترگمان]صدای پژواک به گوش ما رسید
[ترجمه گوگل]اکو به ما رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Redskins opened the season by scoring a resounding/stunning/impressive 25-victory against/over Detroit.
[ترجمه ترگمان]تیم \"Redskins\" این فصل را با در نظر گرفتن ۲۵ پیروزی چشمگیر و چشمگیر در مقابل \"دیترویت\" آغاز کرد
[ترجمه گوگل]Redskins فصل را با گلزنی 25 پیروزی قابل توجه / خیره کننده / قابل توجه در برابر / بیش از دیترویت افتتاح شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The tragedy resounded around the world.
[ترجمه ترگمان]فاجعه در سراسر جهان پخش شد
[ترجمه گوگل]این تراژدی در سراسر جهان پخش شد
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه resound به انگلیسی

resound
• echo, reverberate, resonate, ring out
• when a noise resounds, it is heard loudly and clearly; a literary word.
• if a place resounds with noise, it is filled with it; a literary word.
• see also resounding.

resound را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

English User
غرق در صدایی شدن
The air resounds with the delightful music of birds.
طنین انداز شدن
The noise of the fire alarm resounded through/throughout the building

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی resound

کلمه : resound
املای فارسی : رسوند
اشتباه تایپی : قثسخعدی
عکس resound : در گوگل

آیا معنی resound مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )