برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

resonate

/ˈrezəˌnet/ /ˈrezəneɪt/

معنی: تشدید کردن، طنین انداختن، پیچیدن
معانی دیگر: خنیدن، بازآوا شدن، (صدا) پیچیدن، تولید طنین کردن، بسامدافزایی کردن

بررسی کلمه resonate

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: resonates, resonating, resonated
(1) تعریف: to produce resonance; to produce a full, deep, clear sound that continues for some time.
مشابه: echo, ring, vibrate

- The cellist pulled the bow across the string and caused it to resonate.
[ترجمه ترگمان] ویل ون cellist کمان را روی رشته کشید و آن را به صدا درآورد
[ترجمه گوگل] این سلولیت بر خلاف رشته کمان می کوبد و باعث می شود که آن را تشدید کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to resound; echo.
مشابه: echo, resound, ring

- The sound resonated within the high walls of the cave.
[ترجمه ترگمان] صدا در دیواره‌ای بلند غار به گوش می‌رسید
[ترجمه گوگل] این صدا در داخل دیوارهای بالا غار بازتاب شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to be filled with particular images or qualities that evoke emotions or special significance.

- The poem resonates with images of springtime and rebirth.
[ترجمه ترگمان] این ...

واژه resonate در جمله های نمونه

1. Her experiences resonate powerfully with me, living, as I do, in a similar family situation.
[ترجمه ترگمان]در حالی که من در شرایط خانوادگی مشابهی زندگی می‌کنم، تجربیات او با قدرت زیادی برای من طنین می‌اندازند
[ترجمه گوگل]تجربیات او با من قوی است، زندگی می کنند، همانطور که من، در شرایط مشابه خانواده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She makes a simple story resonate with complex themes and emotions.
[ترجمه ترگمان]او یک داستان ساده را با موضوعات و احساسات پیچیده طنین‌انداز می‌کند
[ترجمه گوگل]او یک داستان ساده را با موضوعات و احساسات پیچیده تطبیق می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Masterpieces of compression, they resonate with the concentrated power that can create diamonds from dross.
[ترجمه ترگمان]تراکم فشرده‌سازی، آن‌ها با قدرت متمرکز که می‌توانند الماس را از dross ایجاد کنند، طنین‌انداز می‌شوند
[ترجمه گوگل]شاهکارهای فشرده سازی، آنها با قدرت متمرکز که می توانند الماس را از خاکستر ایجاد کنند، رونق می یابند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Similar forms resonate and reinforce each other.
...

مترادف resonate

تشدید کردن (فعل)
amplify , exacerbate , exasperate , intensify , strengthen , resonate
طنین انداختن (فعل)
resonate , chink , jar , reverberate , ting
پیچیدن (فعل)
envelop , impact , twinge , fake , wind , resonate , tie up , fold , roll , swathe , wrap , muffle , screw , twist , nest , involve , swab , wattle , reverberate , enfold , complicate , furl , convolve , lap , infold , enwrap , tweak , kink , trindle

معنی resonate در دیکشنری تخصصی

resonate
[برق و الکترونیک] تشدید کردن رسیدن به تشدید ، با تنظیم .

معنی کلمه resonate به انگلیسی

resonate
• resound, reverberate, echo
• if something resonates, it vibrates and produces a deep, strong sound; a literary word.
• you also say that something resonates when it has a special meaning or is very important to a particular person or thing; a literary word.

resonate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی سلیمی
انس گرفتن، مأنوس شدن، خو گرفتن
طاهره
پر آوازه گشتن
خورشید موسوی
به دل نشستن
مهناز
هم فرکانس، هم ارتعاش
فاطمه میری
رونق گرفت
sh.m
سازگار با روحیات
resonate with you
علی اصغر سلحشور
بازتاب دادن، انعکاس دادن
الهام
همزاد پندارى
طاهره
تشدید ایجاد کردن
Dark Light
[no obj]
1 : to continue to produce a loud, clear, deep sound for a long time
The siren resonated throughout the city.
2 : to have particular meaning or importance for someone : to affect or appeal to someone in a personal or emotional way — usually with
Her speech resonated with voters. [=voters liked and were impressed by her speech]
فروغ صادقی
متناسب بودن
زهرا
هماهنگ بودن موافق بودن اشتراک داشتن مطابقت داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی resonate

کلمه : resonate
املای فارسی : رسنت
اشتباه تایپی : قثسخدشفث
عکس resonate : در گوگل

آیا معنی resonate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )