برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1356 100 1

reproduction

/ˌriprəˈdəkʃn̩/ /ˌriːprəˈdʌkʃn̩/

معنی: هم اوری، تولید مثل، تکثیر، فرااوری، فرااورده، توالد و تناسل
معانی دیگر: تولید مجدد، بازفرآوری، بازفرورد، ایجاد مجدد، بازفراهم آوری، بازساخت، (جانور یا گیاه) تولید مثل، بازآورش، نوزایی، (دستگاه های صوتی) پخش، روگرفت، نسخه، بدل

بررسی کلمه reproduction

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of reproducing or state of being reproduced.
مشابه: imitation

(2) تعریف: a copy or duplication, as of a document or work of art.
مترادف: copy, duplicate, facsimile, imitation, replica
متضاد: original
مشابه: replicate

(3) تعریف: the process by which new plants or animals of the same kind are created.
مترادف: breeding, procreation
مشابه: bearing

- Reproduction is necessary for a species to survive.
[ترجمه ترگمان] تولید مثل برای یک گونه برای زنده ماندن ضروری است
[ترجمه گوگل] تولید مثل برای یک گونه برای زنده ماندن ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه reproduction در جمله های نمونه

1. asexual reproduction
تولید مثل غیرجنسی

2. plant reproduction
بازآورش گیاه

3. sound reproduction
بازساخت صدا

4. the reproduction of capital
بازفراهم‌آوری سرمایه

5. the reproduction of exam questions
تکثیر پرسش‌های امتحانی

6. Using a wide tape gives better quality sound reproduction.
[ترجمه ترگمان]استفاده از یک نوار عریض باعث تولید مثل تولید مثل کیفیت می‌شود
[ترجمه گوگل]با استفاده از یک نوار گسترده ای، کیفیت پخش صدا با کیفیت بهتر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Bacterial reproduction is accelerated in weightless space.
[ترجمه ترگمان]تکثیر میکروبی در فضای بدون وزن افزایش می‌یابد
[ترجمه گوگل]بازتولید باکتری در فضای وزنی فشرده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The deck represents the cutting edge in CD reproduction.
[ترجمه ترگمان]عرشه، لبه برش در تولید م ...

مترادف reproduction

هم اوری (اسم)
antagonism , competition , reproduction , rivalry , supplementation
تولید مثل (اسم)
reproduction , breeding
تکثیر (اسم)
increase , propagation , reproduction , multiplication , duplication , proliferation , pullulation
فرااوری (اسم)
reproduction , procreation
فرااورده (اسم)
supply , reproduction , product
توالد و تناسل (اسم)
reproduction

معنی عبارات مرتبط با reproduction به فارسی

(چاپ) نسخه ای که از روی آن کلیشه می سازند، نسخه ی مادر

معنی reproduction در دیکشنری تخصصی

reproduction
[حسابداری] تولید مجدد
[سینما] بازنمایی
[کامپیوتر] تولید دوباره
[برق و الکترونیک] تکثیر ، تولید مجدد
[ریاضیات] تکثیر
[آمار] نرخ تکثیر
[برق و الکترونیک] سرعت بازسازی سطح نسخه ضبط شده در واحد زمان بارگیرنده فکس ؛ سرعت تغذیه فکس.
[سینما] تولید صدا به طریق دو گوشی
[نساجی] تولید رنگ
[سینما] پخش تصویر / نمایش فیلم
[سینما] نمایش فیلم
[شیمی] خود تکثیری

معنی کلمه reproduction به انگلیسی

reproduction
• procreation, act of producing offspring; duplication, act of copying; copy, duplicate; re-creation, act of remaking
• a reproduction is a modern copy of a painting or piece of furniture.
• the reproduction of sound, art, or writing is the copying of it.
• reproduction is the process by which living things produce more of their own species.
reproduction rate
• average number of children born within a given time period
asexual reproduction
• reproduction which does not involve sexual processes
sexual reproduction
• reproduction by having sexual intercourse, mating, fertilization and reproduction

reproduction را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
زادآوری
احسان
یک بسته لازم دارم چکارکنم
ثمین
بازآوری
Aliya
بازتولید
حسین اسماعیلی زاد
معنی دیگر برای reproduction:
نمونه کپی از آثار هنری
مثال: a reproduction of Vincent Van Gogh’s ‘Sunflowers’
مژگان رشیدی
نشریات
Siyavash
Reproduction rate of the disease
نرخ بازتولیدیِ بیماری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی reproduction
کلمه : reproduction
املای فارسی : رپردوکتین
اشتباه تایپی : قثحقخیعزفهخد
عکس reproduction : در گوگل

آیا معنی reproduction مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )