برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

reply

/rəˈplaɪ/ /rɪˈplaɪ/

معنی: پاسخ، جواب، جواب کتبی یا شفاهی، دفاعیه، پاسخ دادن
معانی دیگر: پتواز، پدواز، متقابلا عمل کردن، واکنش کردن، عمل به مثل کردن، پژواک داشتن (رجوع شود به: resound)، (حقوق) به ادعای خواهان پاسخ دادن، ادعا (یا اتهام) متقابل وارد کردن، پاس  دادن

بررسی کلمه reply

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: replies, replying, replied
(1) تعریف: to express an answer in words or writing.
مترادف: answer, respond
مشابه: rejoin, retort, return, riposte

- I received his letter last week, but I haven't replied to it yet.
[ترجمه بهاره] من نامه را دریافت کردم اما هنوز جوابم را نداده
|
[ترجمه Anis] هفته پیش نامه اش را دریافت کردم، ولی هنوز پاسخی به آن نداده ام.
|
[ترجمه Hermion grinjer] هفته گذشته نامه خود را دریافت کرد، اما من هنوز به آن پاسخ نداده ام.|
[ترجمه ترگمان] هفته پیش نامه‌اش را دریافت کردم، اما هنوز به آن جواب ندادم
[ترجمه گوگل] نامه اش را در هفته گذشته دریافت کردم اما هنوز به آن پاسخ نداده ام
[ترجمه شما] ...

واژه reply در جمله های نمونه

1. her reply to me was vague
پاسخ او به پرسش من مبهم بود.

2. to reply by wire
تلگرافی پاسخ دادن

3. a careful reply
پاسخ سنجیده

4. a curt reply
پاسخ تند و زننده

5. a frank reply
پاسخ بدون پرده‌پوشی

6. a guarded reply
جواب محتاطانه

7. a jocular reply
پاسخ مزاح آمیز

8. a negative reply
پاسخ منفی

9. a nimble reply
پاسخ زیرکانه

10. a quick reply
پاسخ فوری

11. a ready reply
پاسخ بی‌درنگ

12. a rude reply
پاسخ بی‌ادبانه

13. a snappy reply
پاسخ بی درنگ

14. a studied reply
پاسخ سنجیده

15. a temperate reply
پاسخ ملایم

16. a timid reply
پاسخ محجوبانه

...

مترادف reply

پاسخ (اسم)
response , answer , replication , reply , respond
جواب (اسم)
answer , reply , rejoinder , antiphony , ripost , riposte , sockdolager
جواب کتبی یا شفاهی (اسم)
reply
دفاعیه (اسم)
reply
پاسخ دادن (فعل)
answer , reply , respond

معنی عبارات مرتبط با reply به فارسی

جواب قبول

معنی reply در دیکشنری تخصصی

reply
[برق و الکترونیک] پاسخ
[حقوق] پاسخ دادن، جوابیه
[برق و الکترونیک] حمله پاسخ
[برق و الکترونیک] مدار پاسخ
[برق و الکترونیک] فرکانس پاسخ
[حقوق] لایحه جوابیه
[برق و الکترونیک] پاسخ پالسی ارسال پالسی یا حالت پالسی با باز فرستنده در نتیجه درخواست.

معنی کلمه reply به انگلیسی

reply
• answer, response
• answer, respond
• when you reply to something that someone has said or written to you, you say or write something as an answer.
• a reply is something that you say or write when you reply to someone.
• if you say or do something in reply to what someone else has said or done, you say or do it as a response to them.
reply to the enemy's fire
• return fire at the enemy
immediate reply
• prompt answer, instantaneous response
no reply
• no response, lacking an answer, no reaction

reply را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسماعیل برزکار
بازخورد -فید بک -
sepide
پاسخ دادن. جواب دادن
آیدا
حقوق محسوب میشه جواب
یوسف نادری

تلفظ دقیق این کلمه Reply ریپلای است به معنی پاسخ دادن، اما گاهی اوقات با کلمه Replay ریپلَی به معنی دوباره پخش کردن اشتباه گرفته می‌شود.
در کلمه اول Re بخشی از خود کلمه Reply است و یک کلمه به حساب می‌آید.
اما در کلمه دوم Re یک پیشوند است و معنی re در ابتدای فعل‌ها دوباره کاری را انجام دادن است.
مثال‌های بیشتر، که re در ابتدای آنها یک پیشوندprefix است.
write نوشتن، rewrite دوباره نوشتن
do انجام دادن، redo دوباره انجام دادن
dial تماس گرفتن، redial شماره گیری مجدد کردن
heat: گرما دادن، داغ کردن، reheat دوباره گرم کردن
ستایش عسگری فرد
پاسخ ، جواب
MrAmin
Reply به معنی پاسخ دادن یا همان جواب دادن است!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی reply

کلمه : reply
املای فارسی : ریپلای
اشتباه تایپی : قثحمغ
عکس reply : در گوگل

آیا معنی reply مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )