برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

removal

/rəˈmuːvəl/ /rɪˈmuːvəl/

معنی: عزل، رفع، برداشت، ازاله
معانی دیگر: برداشتن، نقل مکان، جابجایی، انتقال، بردن

بررسی کلمه removal

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of removing.
متضاد: installation
مشابه: abolition, purge, remove, repair

(2) تعریف: the process of dismissing someone from office or employment.
متضاد: appointment
مشابه: ouster

واژه removal در جمله های نمونه

1. his removal from that job did not take place easily
برداشتن (عزل) او از آن شغل آسان صورت نگرفت.

2. the removal of all obstacles on the road to progress
برداشتن کلیه‌ی موانع بر سر راه ترقی

3. the removal of an obstacle in the throat
رفع آنچه که راه گلو را بسته است

4. the removal of obstructions in our path
برداشتن موانع از سر راه ما

5. the secret removal of the jewels
برداشتن مخفیانه جواهرات

6. the dilapidation of the caravanseray caused by the farmers' removal of the stones and bricks
ویرانی کاروانسرا به خاطر آنکه روستاییان سنگ‌ها و آجرهای آن را می‌کنند و می‌برند

7. Clearance of the site required the removal of a number of trees.
[ترجمه ترگمان]پاک‌سازی منطقه مستلزم حذف تعدادی از درختان بود
[ترجمه گوگل]پاکسازی سایت نیاز به حذف تعدادی از درختان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Allegations of abuse led to the removal of several children from their families.
[ترجمه ترگمان]اتهامات سو استفاده منجر به حذف چندین کودک از خانواده‌هایشان شد
[ترجمه گوگل]اتهام سوء استفاده منجر به از بین بردن چندین فرزند ا ...

مترادف removal

عزل (اسم)
discharge , dismissal , deposal , removal
رفع (اسم)
resolution , elimination , removal , resolving , obviation
برداشت (اسم)
removal
ازاله (اسم)
removal

معنی removal در دیکشنری تخصصی

removal
[عمران و معماری] تفکیک - جدا کردن - برداشتن
[فوتبال] حذف کردن-پاک کردن
[مهندسی گاز] عمل جداکردن ، رفع
[ریاضیات] حذف، رفع، انتقال، جابجائی
[پلیمر] برداشت
[حقوق] برکناری، عزل
[ریاضیات] حذف یک جمله از یک معادله
[حقوق] انتقال دعوی از دادگاهی به دادگاه دیگر قبل از خاتمه دادرسی
[نفت] تخلیه ی تراشه ها
[عمران و معماری] قالب برداری
[عمران و معماری] برکشاندن آهک آزاد
[حسابداری] برچیدن کارگاه
[سینما] حذف لایه پشتی
[بهداشت] زدایش BOD
[آب و خاک] لایروبی
[نفت] تراشه گیری
[کامپیوتر] حذف خط پنهان .
[زمین شناسی] فرآیند حذف نمایش گرافیکی، ...

معنی کلمه removal به انگلیسی

removal
• act of taking off, act of shedding; act of taking away; elimination; ejection, dismissal
• the removal of something is the act of removing it.
• a removal company transports furniture from one building to another, for example when people move house.
removal of immunity
• taking away of exemption from legal prosecution
stain removal
• removal of dirt, taking out spots on a garment which won't come off with the use of water
stone removal
• taking away of stones, removal of rocks

removal را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sima
شركت حمل وسايل منزل باربري
star
(شیمی) :تفکیک
Dictionary
(پزشکی) :برداشتن و حذف کردن یک بخش
فرهاد سليمان‌نژاد
از ميان برداشتن
فیض
برچیدن
Eli
خارج کردن ،بیرون آوردن
محدثه فرومدی
برچیدگی
فرهاد سليمان‌نژاد
بركناری، عزل
کاربر آبادیس
درآوردن، خارج کردن، بیرون آوردن
🖤MANI🖤
پاک‌سازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی removal

کلمه : removal
املای فارسی : رمول
اشتباه تایپی : قثئخرشم
عکس removal : در گوگل

آیا معنی removal مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )