برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1728 100 1
شبکه مترجمین ایران

reminder

/riˈmaɪndər/ /rɪˈmaɪndə/

معنی: تذکر، یاداوری، یاداور
معانی دیگر: (شخص یا چیز) یادآور، یاد انداز، تذکار، یاداوری کننده

بررسی کلمه reminder

اسم ( noun )
• : تعریف: something that causes a person to remember something.

- The rubber band she wears around her wrist is a reminder not to bite her nails.
[ترجمه سلیمان فرهادیان] نوار لاستیکی که دور مچش بسته است، به یادش می‌آ ورد که ناخنش را نجود.
|
[ترجمه ترگمان] نوار لاستیکی که دور مچ دستش است به یاد می‌آورد که ناخن‌هایش را گاز نزند
[ترجمه گوگل] باند لاستیکی که در اطراف مچ دستش قرار می گیرد یادآوری است که ناخن ها را نپوشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه reminder در جمله های نمونه

1. a rude reminder of his sufferings
یادآور تکان‌دهنده‌ی مشقت‌های او

2. he tied a string around his finger as a reminder
برای یادآوری ریسمانی به دور انگشت خود بست.

3. It always took a final reminder to get her to pay her share of the rent.
[ترجمه ترگمان]همیشه یک یادآوری نهایی برای این بود که او را وادار به پرداخت سهم اجاره کند
[ترجمه گوگل]او همیشه یادآوری نهایی را برای دریافت او به سهم خود از اجاره پرداخت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I have had another reminder from the library.
[ترجمه ترگمان]یه یادآوری دیگه از کتابخونه داشتم
[ترجمه گوگل]یادآوری دیگری از کتابخانه دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her face was a poignant reminder of the passing of time.
[ترجمه ترگمان]چهره‌اش حاکی از یادآوری زمان بود
[ترجمه گوگل]چهره او یک یادآوری شکننده از گذشت زمان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Occasional bursts of gunfire are a reminder th ...

مترادف reminder

تذکر (اسم)
mention , hint , remark , admonition , reminder , notification , remembrance
یاداوری (اسم)
mention , reminder , anamnesis , remembrance , reminiscence
یاداور (اسم)
reminder , memento

معنی کلمه reminder به انگلیسی

reminder
• person or thing that evokes a memory, person or thing that reminds
• if one thing is a reminder of another, the first thing makes you think about the second.
• a reminder is also a letter that is sent to tell you that you have not done something such as pay a bill or return library books.
collection reminder
• payment reminder, reminder that a payment date is approaching or has already passed
dire reminder
• dreadful reminder

reminder را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

moso
یادگار
fati khanoom
یادآور(یادداشت،علامت و.....)
فرانک
یادآورنده
ali shirkoul
یاداور برنامه
tinabailari
my little sister often forgets to turn the TV off but a reminder will help her remember it
خواهر کوچک من اغلب فراموش میکنه که تلویزیون رو خاموش کنه ولی یک یادآور کمکش میکنه به یاد بیاره ⬆️
Nafisa
یادآور
یادآوری
Hanie
(n)
Some thing that helps a person remember some thing
(یاودآور)🖇📒
_I must send him a reminder
من باید برای او یک یاداور ارسال کنم.
Englishboy
جریمه، تذکر
مصطفی نقوی
باقیمانده، مابقی، بقیه
F.SH
تذکر
اخطار
آناهیتا صالحی
something that helps a person to remember something
Htm
remainder :::::: باقی مانده

reminder:::: یادآور، یادآوری


remainer=the rest=residue=باقی مانده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی reminder

کلمه : reminder
املای فارسی : رمایندر
اشتباه تایپی : قثئهدیثق
عکس reminder : در گوگل

آیا معنی reminder مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )