برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1432 100 1

remediation

/rəˌmidiˈeɪʃən/ /rəˌmidiˈeɪʃən/

(آموزش) درمان ناتوانی آموزشی

بررسی کلمه remediation

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or process of providing remedial aid for (a learning disability or the like).

واژه remediation در جمله های نمونه

1. Remediation solutions Bioremediation is currently attracting a lot of attention as a remedial technique.
[ترجمه ترگمان]؟ راهکارهای remediation در حال حاضر توجه بسیاری را به یک روش درمانی جلب می‌نماید
[ترجمه گوگل]راه حل های بهبودی Bioremediation در حال حاضر توجه زیادی به عنوان یک روش اصلاح را جذب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The group proposed the final remediation plan.
[ترجمه ترگمان]این گروه طرح اصلاح نهایی را پیشنهاد کرد
[ترجمه گوگل]این گروه طرح اصلاح نهایی را پیشنهاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Second, chemical fertilizer and pesticide pollution remediation.
[ترجمه ترگمان]دوم، کودهای شیمیایی و اصلاح آلودگی آفت‌کش‌ها
[ترجمه گوگل]دوم، بازسازی آلودگی شیمیایی و آفت کش ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Enmax can perform many types of pit remediation, high solids processing ( HSP ) and water treatment.
[ترجمه ترگمان]Enmax می‌تواند انواع زیادی از ترمیم حفره، پردازش جامدات بالا (HSP)و تصفیه آب را انجام دهد
...

معنی کلمه remediation به انگلیسی

remediation
• healing, repairing, correcting, bringing something into proper form

remediation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

aref
اصلاح
ابوذر.ف
بهبود
رضارضائی
احیاء
مهسان
پاکسازی محیط زیست از مواد سمی
مهسالطفی
تصفیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی remediation
کلمه : remediation
املای فارسی : رمدیتین
اشتباه تایپی : قثئثیهشفهخد
عکس remediation : در گوگل

آیا معنی remediation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )