برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

remedial

/rəˈmiːdiəl/ /rɪˈmiːdɪəl/

معنی: شفابخش، درمانی، چاره ساز، علاجی، گزیری
معانی دیگر: چاره ای، ترمیمی، بازساختی، اصلاحی، (آموزش) وابسته به کلاس بازآموزی، بازآموز، جبرانی، مفید

بررسی کلمه remedial

صفت ( adjective )
مشتقات: remedially (adv.)
(1) تعریف: designed to correct or improve, esp. basic scholastic skills.

- remedial reading classes
[ترجمه ترگمان] کلاس‌های اصلاحی
[ترجمه گوگل] کلاسهای خواندن اصلاحطلب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: providing or acting as a remedy; curative.

واژه remedial در جمله های نمونه

1. remedial legislation
قانونگذاری بازساختی

2. remedial reading
آموزش جبرانی مهارت‌های خواندن،بازآموزی قرائت

3. remedial surgery
جراحی ترمیمی

4. the remedial measures taken by this medical group
اقدامات درمانی این گروه پزشکی

5. Remedial action must be taken now.
[ترجمه ترگمان]باید همین الان اقدام کرد
[ترجمه گوگل]عمل جراحی باید در حال حاضر انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The building needs urgent remedial work to make it safe.
[ترجمه ترگمان]این ساختمان نیازمند کار remedial فوری برای ایمن کردن آن است
[ترجمه گوگل]این ساختمان نیاز به کار فوری برای اصلاح آن دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He is already walking normally and doing remedial exercises.
[ترجمه ترگمان]او در حال حاضر به طور عادی قدم می‌زند و اقدامات اصلاحی انجام می‌دهد
[ترجمه گوگل]او در حال حاضر به طور معمول راه رفتن و انجام تمرینات جراحی است
[ترجمه شما] ...

مترادف remedial

شفابخش (صفت)
medic , medical , remedial
درمانی (صفت)
remedial , therapeutic
چاره ساز (صفت)
remedial
علاجی (صفت)
remedial
گزیری (صفت)
remedial

معنی remedial در دیکشنری تخصصی

remedial
[حقوق] جبران کننده، اصلاحی، ترمیمی
[حقوق] دعوای خسارت، دعوای غرامت، اقدام اصلاحی
[حقوق] قانون اصلاحی

معنی کلمه remedial به انگلیسی

remedial
• serving to fix, corrective; designed to improve one's skills
• remedial measures are intended to correct something that is considered to be wrong or harmful.
• remedial activities are intended to improve someone's ability to read, write, and so on when they have had difficulty learning to do these things.
• you also use remedial to describe activities which are intended to improve someone's health when they are ill.

remedial را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

√_√
باز آموز(چکیده ای از دروس تدریس شده برای مثال به صورت نمونه سوالات امتحان و آزمون ها.)
MasiPakad
کلاس درس تقویتی
زهرا میرحسینی
remedial measures اقدامات جبرانی
Saghar
تسکین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی remedial

کلمه : remedial
املای فارسی : رمدیل
اشتباه تایپی : قثئثیهشم
عکس remedial : در گوگل

آیا معنی remedial مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )