برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

rejection

/rɪˈdʒekʃn̩/ /rɪˈdʒekʃn̩/

معنی: طرد، رد، عدم پذیرش، ردی، وازنی، مردود سازی

بررسی کلمه rejection

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of rejecting or state of being rejected.
مترادف: denial, disallowance, disclaimer, dismissal, disposal, refusal, repudiation, turndown
متضاد: choice, selection

- Her rejection of his marriage proposal surprised and hurt him.
[ترجمه ترگمان] رد پیشنهاد ازدواج او باعث تعجب و آزار او شد
[ترجمه گوگل] رد او از پیشنهاد ازدواج شگفت زده شده و به او آسیب رسانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: something discarded or rejected.
مترادف: castoff, discard, junk, refuse, rubbish, trash
متضاد: selection

واژه rejection در جمله های نمونه

1. the rejection of his marriage offer was a bitter pill to swallow
رد شدن درخواست ازدواج او برایش ناگوار بود.

2. the peremptory rejection of two jurors
نپذیرفتن بی‌چون و چرای دونفر از اعضای هیئت منصفه

3. reza's a priori rejection of my proposal disappointed me
از اینکه رضا پیشنهادم را بی‌درنگ رد کرد دلخور شدم.

4. her silence was an implicit rejection of our proposal
سکوت او به منزله رد کردن پیشنهاد ما بود.

5. the refusal to answer amounts to a rejection of the offer
خودداری از دادن جواب به مثابه رد پیشنهاد است.

6. What are the reasons for his rejection of the theory?
[ترجمه ترگمان]دلایل رد شدن این نظریه از چه قرار است؟
[ترجمه گوگل]دلایل رد نظریه آن چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This is a rejection of most of what has gone before.
[ترجمه ترگمان]این نفی بسیاری از چیزهایی است که قبلا اتفاق‌افتاده است
[ترجمه گوگل]این رد بسیاری از آنچه گذشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف rejection

طرد (اسم)
ablation , rejection , depilation , ostracism , banishing , exorcism , elimination , ejection , excommunication , ejectment , epilation , freeing , resection
رد (اسم)
denial , disavowal , rejection , abnegation , pass , refusal , trace , veto , exception , contradiction , rebuff , rebuttal , repulse , disapproval , disapprobation , contestation , disproof
عدم پذیرش (اسم)
denial , rejection , non-admission , non-admittance
ردی (اسم)
repudiation , rejection
وازنی (اسم)
rejection
مردود سازی (اسم)
rejection

معنی عبارات مرتبط با rejection به فارسی

یادداشت ناپذیرش (که ناشر برای صاحب متن ارجاعی برای چاپ می فرستد)

معنی rejection در دیکشنری تخصصی

rejection
[ریاضیات] رانش، رد، صرف نظر، حذف، رد کردن، دفع، عدم پذیرش، طرد، رد، پس زدن، پس دادن، دور افکندن، عدم قبول، وازنی، دور انداختن
[برق و الکترونیک] باند پس زنی باندی از بسامدهای کمتر از بسامد قطع موجبر تک رسانایی .
[ریاضیات] عدد ردی
[ریاضیات] رد فرض
[آمار] شیوه رد کردن
[ریاضیات] نرخ رد شدن
[ریاضیات] ناحیه ی رد
[آمار] ناحیه رد
[زمین شناسی] موج برگشتی
[عمران و معماری] موج برگشتی
[آب و خاک] موج برگشتی
[عمران و معماری] موج برگشتی
[زمین شناسی] موج برگشتی
[برق و الکترونیک] رد مدوله سازی دامنه توانایی گیرنده ی رادیویی اف - ام در جلوگیری از تداخل آر- اف با دامنه ی مدوله شده توسط منابع مصنوعی یا توفانهای الکتریکی .
...

معنی کلمه rejection به انگلیسی

rejection
• refusal, denial, act of rejecting; state of being rejected; auto-immune response to a transplanted organ or body tissue
rejection of jurisdiction
• negation of authority, removal of power from someone

rejection را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Zahedi
(مهندسی شیمی )دفع کردن
محسن
دفع کردن یا از بین بردن چیزی(مثلا از بین بردن نویز یا اعوجاج های ناخواسته)
فرهاد سليمان‌نژاد
مردودشمردن
leila
پس زدن
محمد حاتمی نژاد
رد کردن
عدم پذیرش
قبول نکردن
موسی
rejection(noun) = عدم پذیرش،رد،طرد

definition= عمل امتناع از پذیرش ، استفاده یا اعتقاد شخصی یا چیزی/نامه ای و چیزهای دیگری که به شما می گوید شما در بدست آوردن شغل ، محل تحصیل و غیره موفق نبوده اید/واکنشی که به کسی عشق و توجه مورد نظر و انتظار او را نمی دهد/عمل یا روند رد یا طرد کسی یا چیزی/عمل امتناع از پذیرش ایده ، پیشنهاد ، پیشنهاد و غیره/عمل تصمیم گیری برای عدم پذیرش کسی برای یک شغل ، دوره تحصیل و غیره یا واقعیت عدم پذیرش/

fear of rejection = ترس از طرد شدن


examples:
1-I've applied for ten jobs, but I've had ten rejection letters.
من برای ده شغل درخواست داده ام ، اما ده نامه رد داشته ام.
2-The government's rejection of the plans is a setback for us.
عدم پذیرش دولت از برنامه ها برای ما یک پسرفت است.
3-He never asked her to marry him out of fear of rejection.
او هرگز از ترس طرد شدن از او نخواست که با او ازدواج کند.
4-The company's rejection of the proposal came as a total surprise.
رد این پیشنهاد توسط شرکت کاملاً تعجب آور بود.
5-It's difficult to be unemployed and face rejection again and again.
بیکار بودنشان و بارها و بارها با عدم پذیرش مواجه شوند سخت است.
6-There is usually a threshold that can be set to strike a balance between false rejections and false acceptances.
معمولاً یک آستانه وجود دارد که می تواند تعادل بین رد کاذب و پذیرش نادرست را ایجاد کند.
7-the rejection of his work was difficult for him to understand.
درک عدم پذیرش کارش برای او دشوار بود.
Sj
مخالفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی rejection

کلمه : rejection
املای فارسی : ریجکشن
اشتباه تایپی : قثتثزفهخد
عکس rejection : در گوگل

آیا معنی rejection مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )