برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

reincarnation

/riˌɪnkarˈneɪʃn̩/ /ˌriːɪnkɑːˈneɪʃn̩/

معنی: حلول، تناسخ در جسم تازه، تجدید تجسم
معانی دیگر: ( به ویژه در آیین هندوها) حلول روح در بدن دیگر، بازتن یابی، تناس  در جسم تازه

بررسی کلمه reincarnation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the doctrine or religious belief that human souls survive physical death and return in new bodies.

(2) تعریف: any incarnation or embodiment in a new form.

واژه reincarnation در جمله های نمونه

1. Hindus and Buddhists believe in reincarnation.
[ترجمه ترگمان]هندوها و بودایی‌ها در تناسخ اعتقاد دارند
[ترجمه گوگل]هندوها و بودایی ها به ترکان مجدد باور دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The two men had disagreed about reincarnation.
[ترجمه ترگمان]دو مرد در مورد تناسخ هم مخالف بودند
[ترجمه گوگل]این دو نفر در مورد تکرار مجدد اختلاف نظر داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He thinks he's the reincarnation of Attila the Hun.
[ترجمه ترگمان]اون فکر می کنه که حلول مجدد Attila of است
[ترجمه گوگل]او فکر می کند که او تناسخ آتیلا هون است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He believes he's a reincarnation of Julius Caesar.
[ترجمه ترگمان]به نظر او تناسخ ژولیوس سزار است
[ترجمه گوگل]او معتقد است که او مجسمه جولیوس سزار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف reincarnation

حلول (اسم)
penetration , transduction , transpiration , reincarnation
تناسخ در جسم تازه (اسم)
reincarnation
تجدید تجسم (اسم)
reincarnation

معنی کلمه reincarnation به انگلیسی

reincarnation
• rebirth of souls in new bodies, regeneration of souls, re-embodiment
• reincarnation is a belief that after death the soul of a person passes into the body of another living creature.
• a reincarnation is a person or animal who is believed to be a dead person born again.

reincarnation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا ایوبی صانع
تولد دوباره
Dark Light
تتلو یه تتو داره عکس مارادوناست بعد بالاش نوشته reincarnation
یعنی تناسخ.یه آهنگم به همین اسم داره
تناسخ هم معنیش میشه انتقال روح از بدن فرد مرده به فرد زنده یا همون کریچِر
همینطور به کسی که اعتقاد داره که یه فرد مرده دوباره بدنیا میاد
همینطور تولد دوباره n
.
Carnation: گل میخک(سرخ یا شبیه به بستنی قیفی وانیلی توت فرنگی که سفیده با لبه های قرمز) تو گوگل بزنید بهتر متوجه میشید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی reincarnation

کلمه : reincarnation
املای فارسی : رینکرنتین
اشتباه تایپی : قثهدزشقدشفهخد
عکس reincarnation : در گوگل

آیا معنی reincarnation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )