برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

refrain

/rəˈfreɪn/ /rɪˈfreɪn/

معنی: برگردان، نگاه داشتن، خود داری کردن
معانی دیگر: (با: from) خودداری کردن، احتراز کردن، اجتناب کردن، (شعر و سرود) برگردان، بند ترجیع، واگردان، منع کردن

بررسی کلمه refrain

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: refrains, refraining, refrained
• : تعریف: to hold oneself back; to not enter into a particular action; desist; forbear (often fol. by from).
متضاد: enter
مشابه: abstain, keep, withhold

- Please refrain from clapping until all the names of the honorees have been read.
[ترجمه ترگمان] لطفا دست از کف زدن بردارید تا آن همه اسم of را بخوانید
[ترجمه گوگل] لطفا از تکان دادن تا زمانی که تمام اسامی صاحبنظران خوانده نشود، خودداری کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The police knew who the culprits were, but they refrained from taking action against them.
[ترجمه ترگمان] پلیس می‌دانست که مجرمان چه کسانی هستند، اما از اقدام علیه آن‌ها خودداری کرده‌اند
[ترجمه گوگل] پلیس می دانست چه کسانی مرتکب شده اند، اما آنها از اقدام علیه آنها اجتناب کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: a phrase or verse repeated at regular intervals in a poem or song, esp. at the end of each stanza.
مشابه: burden, chorus

- The words of the refrain are familiar to most people.
...

واژه refrain در جمله های نمونه

1. Refrain from making hasty promises.
از دادن قول های عجولانه احتراز کن

2. Milo could not refrain from laughing at the jest.
میلو در هنگام شوخی، توانست جلوی خنده خود را بگیرد

3. If you want to be heard, you must refrain from mumbling.
اگر می خواهی صدایت شنیده شود، بایستی از زمزمه کردن اجتنای کنی

4. kindly refrain from smoking
لطفا از سیگار کشیدن خودداری فرمایید.

5. please refrain from smoking
لطفا از کشیدن سیگار خودداری کنید.

6. he told us expressly to refrain from smoking
او صریحا از ما خواست که از سیگار کشیدن خودداری کنیم.

7. the judge bound him over to refrain from bothering his ex-wife
قاضی از او التزام گرفت که مزاحم زن سابقش نشود.

8. Will you all join in singing the refrain, please ?
[ترجمه ترگمان]لطفا همگی در حال آواز خواندن باشید، لطفا؟
[ترجمه گوگل]آیا شما همه را در حال آواز خواندن پیوستن، لطفا؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It is difficult for us to refrain from laughing when we are seeing a comedy.
[ترجمه ترگمان]برای ما ...

مترادف refrain

برگردان (اسم)
chorus , translation , lapel , refrain , repetend , revers
نگاه داشتن (فعل)
stop , stay , tackle , hold , keep , guard , withhold , commemorate , refrain , retain , save , preserve
خود داری کردن (فعل)
eschew , forbear , withhold , desist , refrain

معنی کلمه refrain به انگلیسی

refrain
• verse or phrase that is repeated during a song or poem, chorus; music or melody that accompanies the chorus
• abstain, forebear, restrain oneself, desist
• if you refrain from doing something, you deliberately do not do it; a formal word.
• a refrain is a short, simple part of a song which you repeat several times; a formal word.
• a refrain is a slogan or a simple idea that someone often repeats; a formal word.
refrain from doing
• not do
repeated refrain
• chorus that is sung again and again

refrain را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hediye
منع کردن / خودداری کردن
میلاد علی پور
پیام یا حرفی که افراد آن را تکرار می کنند
سعید صفاری مقدم
اجتناب کردن، خودداری کردن، احتراز کردن
خشایار نوروزی
بازداشتن
کمال
1.خودداری کردن،اجتناب کردن،منع کردن
2.یک خط یا تعدادی خطوط تکراری در یک شعر یا ترانه، که به طور معمول در انتهای هر بیت می آید
کاربر آبادیس
پرهیز کردن
Farhood
معنای آبادیس
✅ (با: from) خودداری کردن، احتراز کردن، اجتناب کردن

In his address, Khamenei refrained from calling out Zarif by name

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی refrain

کلمه : refrain
املای فارسی : رفرین
اشتباه تایپی : قثبقشهد
عکس refrain : در گوگل

آیا معنی refrain مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )