برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

redundantly


فراوان، بطور زائدیازیادی، باحشو وزوائد

معنی کلمه redundantly به انگلیسی

redundantly
• superfluously, excessively; repetitively; abundantly, plentifully; as a duplicate back-up system

redundantly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهزاد
یکجا
فتحی
حشو آمیز ترجمه زبان شناسی
موسی
redundantly(adv) = به وفور،به طور فراوان،به طور تکراری،بیش از حد، بیش از اندازه،به عنوان یک سیستم پشتیبان تکراری،به طور مکرر ،به صورت مازاد

examples:
1- With the data redundantly distributed across multiple disks, the enterprise is protected against the malfunction of one of the drives.
با توزیع داده های اضافی در چندین دیسک ، این تشکیلات در برابر سوء عملکرد یکی از درایوها محافظت می شود.
2- They also concentrate more on the film, at times redundantly.
آنها همچنین بیشتر بر روی فیلم تمرکز می کنند ، گاهی اوقات به طور مکرر.
3-As you would expect, many of these sources redundantly state the core issues.
همانطور که انتظار دارید ، بسیاری از این منابع موارد اصلی را به طور مکرر بیان می کنند.
4-These file fragments are stored redundantly to ensure the files remain available if a browser fails.
این تکه های فایل به صورت مازاد ذخیره می شوند تا در صورت خرابی مرورگر ، فایل ها در دسترس بمانند.
5-Being precise was more important than being succinct, and often points were given for redundantly making redundant statements of redundancy.
دقیق بودن بیش از مختصر بودن مهم بود و به طور مکرر به اظهارنظرهای اضافی امتیازاتی داده می شد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی redundantly

کلمه : redundantly
املای فارسی : ردوندنتلی
اشتباه تایپی : قثیعدیشدفمغ
عکس redundantly : در گوگل

آیا معنی redundantly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )