برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1433 100 1

rector

/ˈrektər/ /ˈrektə/

معنی: رهبر، پیشوا، رئیس دانشگاه، کشیش بخش
معانی دیگر: (در اصل) حاکم، حکمران، سرکرده، کشیش اپیسکوپال، (کلیسای اپیسکوپال) کشیش کلیسای محلی، (کلیسای انگلیکان) کشیش، (کلیسای کاتولیک ) کشیش دانشگاه یا مدرسه، (کلیسای کاتولیک) سرکشیش

بررسی کلمه rector

اسم ( noun )
مشتقات: rectorial (adj.)
• : تعریف: a clergyman in charge of an ecclesiastical unit such as a parish, college, religious house, or other congregation.

واژه rector در جمله های نمونه

1. Sometimes the rector came up and preached a sermon.
[ترجمه ترگمان]گاهی رئیس به وعظ ادامه می‌داد و موعظه می‌کرد
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات ریکور آمد و موعظه ای را مطرح کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He became a rector of a small parish where he ministered for several years.
[ترجمه ترگمان]او رئیس بخش کوچکی شد که در آن به مدت چندین سال تدریس می‌کرد
[ترجمه گوگل]او به ریاست یک ولسوالی کوچک که در آن چندین سال خدمت کرده بود، تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The rector leant against the dresser and watched her as she fetched a vase and arranged the freesias.
[ترجمه ترگمان]کشیش کنار میز خم شد و او را تماشا کرد که گلدانی را می‌آورد و the را چیده بود
[ترجمه گوگل]رکتور در برابر لباس پوشیدنی و تماشای او را به عنوان او به دست آورد گلدان و ترتیب freesias
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Though the rector had been here but once before, he felt instantly at home.
[ترجمه ترگمان]گرچه کشیش قبلا به اینجا آمده بود، فورا احساس کرد که در خانه است
[ترجمه ...

مترادف rector

رهبر (اسم)
head , pilot , leader , guide , bellwether , rector , premier , premiere , steerer , fuehrer , fuhrer , skipper
پیشوا (اسم)
leader , bellwether , rector , imam , fugleman , headman , pendragon , pontiff , primate
رئیس دانشگاه (اسم)
rector , president , chancellor
کشیش بخش (اسم)
vicar , rector , parson

معنی کلمه rector به انگلیسی

rector
• head of a school college or university; priest in charge of a congregation
• a rector is a church of england priest in charge of a parish.
• a rector is also a high-ranking official in some universities.

rector را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Neginnk
Parson

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rector
کلمه : rector
املای فارسی : رکتر
اشتباه تایپی : قثزفخق
عکس rector : در گوگل

آیا معنی rector مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )