برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

recreation

/ˌrekriˈeɪʃn̩/ /ˌrekrɪˈeɪʃn̩/

معنی: سرگرمی، تفریح، خلق مجدد
معانی دیگر: شادداشت، خرمداشت، ماژ، وسیله ی تفریح، ماژه، بازآفرینی، بازآفرینش

بررسی کلمه recreation

اسم ( noun )
مشتقات: recreational (adj.), recreationally (adv.)
(1) تعریف: the act or process of engaging in a relaxing or agreeable pastime.
مترادف: playing
مشابه: amusement, play, sport

(2) تعریف: such a pastime.
مترادف: amusement, entertainment, fun, pastime, play, sport

واژه recreation در جمله های نمونه

1. for recreation i go to movies
برای تفریح به سینما می‌روم.

2. her only recreation was chess
شطرنج یگانه سرگرمی او بود.

3. students use the building evenings for recreation
دانشجویان شب‌هاساختمان را برای امور تفریحی مورد استفاده قرار می‌دهند.

4. for me, writing is business as well as recreation
برای من نگارش هم کسب است هم تفریح.

5. People who cannot find time for recreation are obliged sooner or later to find time for illness.
[ترجمه ترگمان]افرادی که نمی‌توانند وقت خود را برای تفریح پیدا کنند دیر یا زود وقت پیدا می‌کنند تا برای بیماری وقت پیدا کنند
[ترجمه گوگل]افرادی که نمیتوانند وقت خود را برای تفریح ​​پیدا کنند، زودتر یا بعد مجبور به پیدا کردن زمان برای بیماری هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Football is the boys' usual recreation after school.
[ترجمه ترگمان]فوتبال بازی بچه‌ها بعد از مدرسه است
[ترجمه گوگل]فوتبال پس از مدرسه تفریح ​​پسران است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There are excellent facilities for sport and recreation.
...

مترادف recreation

سرگرمی (اسم)
amusement , sport , game , fun , engagement , entertainment , pastime , hobby , recreation , avocation , occupation , trade , metier
تفریح (اسم)
amusement , break , play , paseo , walk , pastime , recreation , promenade , diversion , divertimento , jaunt
خلق مجدد (اسم)
recreation

معنی عبارات مرتبط با recreation به فارسی

اتاق بازی، اتاق تفریحات سالم

معنی کلمه recreation به انگلیسی

recreation
• relaxing activity, amusement, leisure
• recreation consists of things that you do to exercise your body or mind when you are not working or studying.
recreation camp
• vacation camp
recreation ground
• a recreation ground is a piece of public land, usually in a town, where people can go to play sport and games.
recreation room
• game room, room used for entertainment
rest and recreation
• relaxation time, break from regular work, opportunity to air off of stress

recreation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

amin
سرگرمی تفریح
سهیلا مهرزاد ثمرین
مجددخلق کردن
مرتضی
تفریح


recreational facilities امکانات تفریحی
الهام حمیدی
تجدید قوا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی recreation

کلمه : recreation
املای فارسی : رکریتین
اشتباه تایپی : قثزقثشفهخد
عکس recreation : در گوگل

آیا معنی recreation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )