برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1392 100 1

recombination


بازآمیزی، ترکیب مجدد

بررسی کلمه recombination

اسم ( noun )
• : تعریف: the formation of new and different sets of chromosomes or genes through cellular reproductive activity or artificial manipulation.

واژه recombination در جمله های نمونه

1. If a mutant strain appears that eschews recombination, it proves to be especially susceptible to damage by ultraviolet light.
[ترجمه ترگمان]اگر یک فشار تغییر یافته به نظر می‌رسد که نوترکیبی eschews، به ویژه مستعد آسیب به نور فرابنفش است
[ترجمه گوگل]اگر یک سويه جهش یافته به نظر می رسد که از نوترکیب جلوگيری می کند، به نظر می رسد که به شدت تحت تأثير نور ماوراء بنفش قرار گرفته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The element R which made recombination possible has an evens chance of emerging attached to a perfect message.
[ترجمه ترگمان]عنصر R که نوترکیبی را ممکن می‌سازد، احتمال evens به یک پیام کامل را دارد
[ترجمه گوگل]عنصر R که ممکن است بازسازی را ایجاد کند، شانس بالایی برای پیوستن به یک پیام کامل دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In the fluctuating combination and recombination of groups, old friends and old antagonists come across one another in shifting social contexts.
[ترجمه ترگمان]در ترکیب نوسان و ترکیب گروه‌ها، دوستان قدیمی و آنتاگونیست های قدیمی در تغییر زمینه‌های اجتماعی به یکدیگر می‌رسند
[ترجمه گوگل]در ترکیب نوسانی و بازسازی گروه ها، دوستان قدیم و آنتاگونیست های قدیمی در حال تغییر در زمینه های اجتماعی می باشند
[ترجمه شما] ترجم ...

معنی recombination در دیکشنری تخصصی

recombination
[علوم دامی] باز ترکیب ؛ ترکیب جدیدی از فنوتیپها در نتاج حاصل از والدین با فنوتیپی متفاوت .
[برق و الکترونیک] باز ترکیب - بازترکیب فرایندی که در آن الکترونهای آزاد و جدا از یکدیگر در فضا و حفره ها دوباره در اتمها گیر می افتند ، حرکت آنها متوقف می شود و قابلیت حمل جریان منجر به بارکلی صفر می شود .
[صنایع غذایی] نوترکیبی : پدیده ای که با ترکیب عناصر توارثی دو یاخته باعث به وجود آمدن یاخته جدیدی با مجموعه توارثی جدید می شود
[پلیمر] بازترکیب
[آمار] بازترکیبی
[برق و الکترونیک] فرآیند باز ترکیب
[برق و الکترونیک] تابش بازترکیب تابش گسیل شده در نیمرساناها به هنگام بازترکیب الکترونهای باند هایت با حفره های باند ظرفیت . اگر وارونگی جمعت حقیقی بین دو قسمت باندهای ظرفیت و هدایت پایین تراز های پذیرنده یا دهنده در نزدیکی این باندها اتفاق بیفتد ، می تواند گسیل شبیه سازی شده و تقویت لیزر یا نوسان به وجود آورد .
[برق و الکترونیک] نرخ بازترکیب نرخ زمانی که الکترونهای آزاد و حفره ها با آن در سطح یا داخل حجم نیمرسانا باز ترکیب می شوند .
[برق و الکترونیک] سرعت باز ترکیب مولفه عادی چگالی جریان الکترون یا حفره در سطح نیمرسانا تقسیم بر چگالی بار الکترون یا حفره اضافی ر سطح .
[برق و الکترونیک] بازترکیب تفکیکی به دام اندازی الکترون توسط یون مولکولی مثبت . الکترون با یون ترکیب ده و آن را به دو اتم خنثی تفکیک می کند.
ion recombination ...

معنی کلمه recombination به انگلیسی

recombination
• creation of new combinations of genes under natural or laboratory conditions (genetics)
gene recombination
• creation of new combinations of genes under natural or laboratory conditions (genetics)

recombination را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزانہ جمشیدی
نو ترکیب
Ali Amini
ترکیب مجدد - بازسازی
maryam
بازترکیب
صبا
نوترکیبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی recombination
کلمه : recombination
املای فارسی : رکمبینتین
اشتباه تایپی : قثزخئذهدشفهخد
عکس recombination : در گوگل

آیا معنی recombination مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )