برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

recognisable

واژه recognisable در جمله های نمونه

1. The latter will be instantly recognisable by the vibrations you can feel on the line if it is held reasonably tight.
[ترجمه ترگمان]دومی بلافاصله با the که در صورتی که به طور منطقی سفت نگه‌داشته شود، قابل‌تشخیص خواهد بود
[ترجمه گوگل]اگر فاقد ارتعاش باشد، می توانید در صورت لزوم به اندازه کافی ضخامت آن را بشناسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Many have instantly recognisable traits which will help when selecting plants from nurseries and garden centres.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از آن‌ها ویژگی‌های قابل تشخیصی دارند که هنگام انتخاب گیاهان از پرورشگاه و مراکز باغ به آن‌ها کمک خواهد کرد
[ترجمه گوگل]بسیاری از ویژگی های فورا قابل تشخیص هستند که هنگام انتخاب گیاهان از مهد کودک و مراکز باغ کمک خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The good loser is recognisable as the competitor who nods with rueful admiration each time the opponent scores.
[ترجمه ترگمان]بازنده خوب به عنوان رقیب شناخته می‌شود که با تحسین آمیخته به تاسف به هر بار امتیاز رقیب سر تکان می‌دهد
[ترجمه گوگل]بازنده خوب به عنوان رقیب است که هر بار که امتیاز حریف را تحسین می کند، قابل تشخیص است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه recognisable به انگلیسی

recognisable
• identifiable, determinable, able to be distinguished, can be recognized (also recognizable)

recognisable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سحر
قابل شناسایی
سحر
قابل تشخیص
عباس محمدی
متمایز
علی کریم‌زاده
مشخص، آشکار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی recognisable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )