برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1401 100 1

receipt

/rəˈsiːt/ /rɪˈsiːt/

معنی: دریافت، رسید، اعلام وصول، قبض، وصول کردن، رسید دادن، اعلام وصول نمودن، بزهکاران را تحویل گرفتن
معانی دیگر: (قبض یا ورقه و غیره) رسید، پذیرش، قبول، (قدیمی) رجوع شود به: recipe، رسید نوشتن، (روی قبض و غیره) مهر دریافت زدن، رسید کردن

بررسی کلمه receipt

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of receiving, or the condition of having received; receiving; reception.
مشابه: reception

- Upon receipt of the goods, please inspect immediately for any damage.
[ترجمه ترگمان] به محض رسیدن به کالاها، لطفا فورا بازرسی کنید
[ترجمه گوگل] پس از دریافت کالا، لطفا بلافاصله برای هر صدمه بررسی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I'm satisfied now that I am finally in receipt of the merchandise.
[ترجمه M. M] من اکنون راضی هستم رسید کالا را دریافت کنم
|
[ترجمه ترگمان] حالا خیالم راحت شد که بالاخره رسید به این کالاها
[ترجمه گوگل] من اکنون راضی هستم که در نهایت دریافت کالا را دریافت می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a written slip acknowledging that an amount of money or goods was received.

- The salesclerk gave me my change and a receipt.
...

واژه receipt در جمله های نمونه

1. deposit receipt
برگ رسید سپرده

2. a duplicate receipt
رونوشت رسید

3. upon the receipt of this letter . . .
پیرو دریافت این نامه . . .

4. please sign this receipt
لطفا این رسید را امضا کنید.

5. this is the receipt of the goods i have bought for you
این رسید کالاهایی است که برایتان خریده‌ام.

6. a signed invoice presumes receipt of goods
بارنامه‌ی امضا شده نشانه‌ی دریافت کالا است.

7. he fished a crumpled receipt out of his pocket
گشت و یک رسید مچاله شده را از جیب خود در آورد.

8. we hereby acknowledge the receipt of your letter
بدین وسیله وصول نامه‌ی شما را اعلام می‌داریم.

9. we hereby acknowledge the receipt of your letter
بدین وسیله دریافت نامه‌ی شما را اعلام می‌داریم.

10. you can cut the receipt along a perforated line
می‌توانی قبض رسید را در امتداد خط سوراخ شده پاره کنی.

11. bushehr is equipped for the receipt of large vessels
بوشهر برای قبول کشتی‌های بزرگ مجهز است.

12. we will send a check on receipt of the book
...

مترادف receipt

دریافت (اسم)
reception , inception , perception , discernment , comprehension , receipt , percipience , sentience
رسید (اسم)
receipt
اعلام وصول (اسم)
receipt
قبض (اسم)
bill , receipt , prehension
وصول کردن (فعل)
receive , collect , receipt , cash
رسید دادن (فعل)
receipt
اعلام وصول نمودن (فعل)
receipt
بزهکاران را تحویل گرفتن (فعل)
receipt

معنی عبارات مرتبط با receipt به فارسی

معنی receipt در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] (قبض) رسید ، دریافت
[حقوق] رسید، وصول، دریافت، اخذ
[ریاضیات] اعلام، دریافت، وصول، رسید، وصول کردن
[عمران و معماری] دریافتی مستقیم

معنی کلمه receipt به انگلیسی

receipt
• bill of sale, written statement of purchases
• write a statement of purchases, make a bill of sale; acknowledge the receipt of an item
• a receipt is a piece of paper that confirms that money or goods have been received.
• money received in a shop or a theatre is often referred to as the receipts.
• the receipt of something is the act of receiving it; a formal use.
receipt book
• book containing receipts
receipt voucher
• receipt that shows that payment was received, proof of purchase
acknowledge the receipt
• confirm the receipt of something, certify the receipt of
delivery versus receipt
• handing over property in return for a receipt
deposit receipt
• receipt for money deposited into a bank account
fraudulent receipt
• fake receipt
gave a receipt
• handed over a receipt in return for payment
got a receipt
• received a receipt
made out a receipt
• made a bill of sale, made a written record of a transaction

receipt را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جواد قاصد
مدرک برای اثبات چیزی
فاضله
درآمد
احسان
رسید خرید
Noshika_severi
A piece of paper showing you have paid for somthing
mitra
در بانک به معنای گواهی سپرده است . (منظور سپرده بلندمدت که بانک به مشتری میده و حاوی اطلاعاتی شامل مقدار پول و زمان سپرده گذاری و ... ) مثلا برگ سپرده بلند مدت یکساله آقای....به مبلغ ....
بانک در حقیقت با این رسید گواهی میکنه پولی را که مشتری به بانک داده
Tina
پولی از فروش بلیتای یه فیلم ( یا یه اجرا ) کسب میشه
ایلیا
قبض
فرهید
قبضی که بعد از کارت کشیدن به شما میدهند یا مثل فروشگاه های زنجیره ای رفاه که بعد از هر خرید قبضی را به شما میدهند که نشاندهنده قیمتهای اشیاء هایی است که شما خریده اید.
Silver girl
قبض...سررسید...پذیرش...قبول
Setayesh-Arya
رسید،حواله
آتنا صابرنژاد
the act of receiving, or the condition of having received; receiving; reception
Tannaz
A piece of paper showing you have paid for some thing
نيلوفر بهراد
paper showing payment details
محمد ولی زاده
A written statment that you give to sb,showing that you've received money or goods from them:Ask the shop for a receipt .
.when you buy an electronic device
رسید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی receipt
کلمه : receipt
املای فارسی : رکیپت
اشتباه تایپی : قثزثهحف
عکس receipt : در گوگل

آیا معنی receipt مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )