برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1720 100 1
شبکه مترجمین ایران

reasoned

بررسی کلمه reasoned

صفت ( adjective )
• : تعریف: marked by a process of reasoning.
متضاد: instinctive
مشابه: sound

- a carefully reasoned argument
[ترجمه ترگمان] با دقت استدلال می‌کرد
[ترجمه گوگل] یک استدلال با دقت استدلال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه reasoned در جمله های نمونه

1. she reasoned out a new plan
او نقشه‌ی جدیدی را تدبیر کرد.

2. we reasoned her out of buying a new car
ما او را متقاعد کردیم که ماشین نو نخرد.

3. he can't be reasoned with
او حرف حساب سرش نمی‌شود.

4. The employer reasoned from his opinion of the workers and decided to increase their pay.
[ترجمه ترگمان]کارفرما از نظر خود درباره کارگران استدلال کرد و تصمیم گرفت حقوق خود را افزایش دهد
[ترجمه گوگل]کارفرما از نظر کارگران متقاعد شد و تصمیم گرفت که حقوق خود را افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I have reasoned him out of his wish to go to America.
[ترجمه ترگمان]من او را از آرزوی او برای رفتن به آمریکا در نظر گرفتم
[ترجمه گوگل]من او را از تمایل خود برای رفتن به آمریکا محروم کرده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He reasoned that since she had not answered his letter she must have left here.
[ترجمه ترگمان]او استدلال می‌کرد که چون نامه او را جواب نداده است باید از اینجا بیرون رفته باشد
[ترجمه گوگل]او تصریح کرد که از آنجایی که او نامه خود را نیافته بود، ...

معنی کلمه reasoned به انگلیسی

reasoned
• prudent, carefully considered
• a reasoned argument or explanation is based on sensible reasons, rather than on feelings.
reasoned decision
• decision based on logic and reasonable thinking

reasoned را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

azadeh balalaie
based on sound reasoning or information
Ali
دلیل و برهان آوردن
ماه کامل
متقاعد کننده، مستدل
SSB 💫
فکر می کرد
محمد حاتمی نژاد
به نتیجه رسیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی reasoned مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )