برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1434 100 1

real time

/ˈriːlˈtaɪm/ /reɪˈɑːltaɪm/

زمان واقعی (همزمانی رویداد و گزارش آن در رادیو یا تلویزیون و غیره)، نادرنگی، (کامپیوتر) بلادرنگ، بی درنگ، بی وقفه، بلا درنگ

بررسی کلمه real time

اسم ( noun )
مشتقات: real-time (adj.)
(1) تعریف: the actual time in which an event occurs, esp. one being reported simultaneously with its occurrence.

(2) تعریف: the actual time required for a computer to complete a computation, the result being necessary to control a currently ongoing process, such as the simultaneous booking of airline tickets.

واژه real time در جمله های نمونه

1. The images are created in real time.
[ترجمه ترگمان]تصاویر در زمان واقعی ایجاد می‌شوند
[ترجمه گوگل]این تصاویر در زمان واقعی ایجاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Real Time Systems Manager software, optimised for parallel processing applications, is also provided.
[ترجمه ترگمان]نرم‌افزار مدیر سیستم‌های زمان واقعی، که برای کاربردهای پردازش موازی بهینه شده‌است نیز ارایه شده‌است
[ترجمه گوگل]نرم افزار مدیریت زمان واقعی سیستم، بهینه سازی شده برای برنامه های پردازش موازی، نیز ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Why doesn't one just stick to the ordinary, real time that we understand?
[ترجمه ترگمان]چرا آدم فقط به یه زمان معمولی پایبند نیست که ما درک کنیم؟
[ترجمه گوگل]چرا کسی فقط به زمان عادی و معمولی که ما می فهمند بستگی دارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Then abruptly I am back in real time, bobbing up and down in the river, powerless against its current.
[ترجمه ترگمان]سپس ناگهان به صورت واقعی بر می‌گردم و در رودخانه بالا ...

معنی عبارات مرتبط با real time به فارسی

زمان سنج بلادرنگ
ورودی بلا درنگ
خروجی بلا درنگ
سیستم بلا درنگ

معنی real time در دیکشنری تخصصی

real time
[خودرو] در حالت عادی چرخهای جلو محرک هستند ولی اگر چرخهای جلو هرز گردی کنند سیستم بصورت اتوماتیک نیروی موتور را به چرخهای عقب منتقل میکند.
[کامپیوتر] بلادرنگ، زمان حقیقی ،آنی ، بی درنگ، بازده بلادرنگ، بازده فوری
[برق و الکترونیک] زمان -حقیقی انجام محاسبه ای در حین فرایند فیزیکی مربوط به آن ، به طوری که نتایج آن برای هدایت فرایند فیزیکی در دسترس باشد . این کار در کنترل صنعتی معمول است. - بلادرنگ ، زمان حقیقی
[زمین شناسی] زمان واقعی - پردازش داده هایی که نتایج آن بلافاصله آماده می شود و در نتیجه اثرگذاری بر پردازش بعدی داده ها را ممکن می سازد.
[ریاضیات] سیستم بازده فوری
[کامپیوتر] ساعت بلادرنگ، زمان سنج بلادرنگ
[برق و الکترونیک] ساعت زمان - حقیقی مداری که زمان را با سرعتی که از عملکرد در حال انجام تشکیل می شود ، اندازه می گیرد.
[برق و الکترونیک] داده زمان- حقیقی داده های ارایه شده به شکل قابل استفاده در همان زمان اتفاق افتادن حادثه . تؤخیر در ارایه داده ها باید آنتقدر کم باشد که امکان عملکرد اصلاحی را در صورت نیاز فراهم کند.
[برق و الکترونیک] تأخیر زمان - حقیقی تأخیر زمانی قابل صرفه نظر کردن که معمولاً در حدود چند نانوثانیه و قابل کنترل است. در آرایه های آنتنی از آن برای به دست آوردن الگوی تابش مطلوب با اتصال مطلوب با اتصال خطوط تأخیر مناسب بین عناصر آرایه استفاده می شود.
[زمین شناسی] نظام تعیین موقعیت تفاضلی آنی
[زمی ...

معنی کلمه real time به انگلیسی

real time
• nickname for a calculation methodology whereby the computer arranges information quickly and reacts in a short period of time; actual time which passes during some act or operation
• as something happens, at the same time as when it happens
• if you do something in real time, there is no noticeable delay between your action and its effect or consequences; a technical expression.
• real-time processing is a type of computer programming or data processing in which the information received is processed by the computer almost immediately; a technical expression, spelt real-time for themeaning here.
real time applications
• general term for applications which process information quickly and whose response time to input is measure in fractions of seconds
real time clock
• clock (inside a computer) that shows the current time by the time command in dos (continues running even when the computer is turned off), rtc
real time strategy games
• rts, genre of computer games in which players have a limited time to gather their resources and build up units or defences in order to conquer the enemy ("harvest, build, conquer")

real time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد قاهر آرین
پیشنهاد من برای واژه real time کلمه همزمان است
Morteza Aghalar
زمان یکسان - همزمان - در یک زمان
ابراهیم استیری
بهنگام
محمد سعید سعادت
همزمان، بهنگام
ebi
درجا ، در دَم ، همان دَم ، همان گاه ، فوری
مهدی رحیمی
آنی
Saeedazz
زمان واقعی
قدرت الله پناهی
تخصصی - زیست شناسی
بی وقفه - بلا درنگ
مریم
مهندسی پزشکی: بلادرنگ
افشین حاجی طرخانی
همزمان،‌ در هر زمان.
Sepideh
درمهندسی برق قدرت:انلاین
سیامک ملکی
هم زمان
fatima
در لحظه
غیاثی فر
زمان وقوع
مهسان
https://fa.wikipedia.org/wiki/بی‌درنگ
nilou_02
توی تلوزیون: پخش زنده
علیرضا
در مخابرات:به صورت زنده،لایو،انلاین
آکام
زنده درست ترین و پر کاربردترین معنی برای این واژه مرکب هستش
Miss Farrokhi
در لحظه
مطلبی
در لحظه- به صورت لحظه ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی real time
کلمه : real time
املای فارسی : ریل تیم
اشتباه تایپی : قثشم فهئث
عکس real time : در گوگل

آیا معنی real time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )