برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1400 100 1

rarity

/ˈrerəti/ /ˈreərɪti/

معنی: تحفه، کمی، کمیابی، ندرت، نایابی، چیز کمیاب، نادره
معانی دیگر: نادر بودن، دیریابی، تنگیابی، هر چیز پر قیمت ( به خاطر کمیابی)، تانسوخ، چیز نادر

بررسی کلمه rarity

اسم ( noun )
حالات: rarities
(1) تعریف: something that is rare or unusual.
مشابه: exotic, odd, scarcity

(2) تعریف: the condition or quality of being rare.

(3) تعریف: extraordinary excellence.

(4) تعریف: thinness.

- the rarity of the air at high elevations
[ترجمه ترگمان] نادر بودن هوا در ارتفاعات بلند
[ترجمه گوگل] نادر بودن هوا در ارتفاع زیاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه rarity در جمله های نمونه

1. snow is a rarity here
در اینجا برف نادر است.

2. fresh fruit was a rarity in army messes
در ناهارخانه‌های ارتشی میوه‌ی تازه نادر بود.

3. in this region earthquakes happen with extreme rarity
در این سرزمین زلزله بسیار به ندرت رخ می‌دهد.

4. Sontag has always been that rarity, a glamorous intellectual.
[ترجمه ترگمان]Sontag همیشه این نادر بودن، یک روشنفکر فریبنده بوده‌است
[ترجمه گوگل]Sontag همواره این نادر بودن، فکری پربرکت بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Visitors were a rarity in the village.
[ترجمه ترگمان]بازدید کنندگان در روستا بندرت اتفاق می‌افتاد
[ترجمه گوگل]بازدیدکنندگان در روستا نادر بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Rain is a rarity in the desert.
[ترجمه ترگمان]باران در صحرا بندرت اتفاق می‌افتد
[ترجمه گوگل]باران در صحرا نادر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف rarity

تحفه (اسم)
present , curio , rarity , trove
کمی (اسم)
deficiency , exiguity , piece , peep , rarity , extenuation , paucity , insignificance , insufficiency , insignificancy , infrequency , insufficience , soupcon
کمیابی (اسم)
poverty , rarity , famine , paucity , scarcity , infrequency
ندرت (اسم)
rarity
نایابی (اسم)
rarity
چیز کمیاب (اسم)
rarity
نادره (اسم)
rarity

معنی کلمه rarity به انگلیسی

rarity
• uncommonness, unusualness, rareness, scarceness; something which is unusual, uncommon item
• a rarity is something that is interesting or valuable because it is so unusual.
• the rarity of something is the fact that it is very uncommon.

rarity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید ترابی
1.چیز نادر یا کمیاب
2.هر چیز پر قیمت ( به خاطر کمیابی)
3.کمیابی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rarity
کلمه : rarity
املای فارسی : رریتی
اشتباه تایپی : قشقهفغ
عکس rarity : در گوگل

آیا معنی rarity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )