برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
ran - into
شبکه مترجمین ایران

ran into

ran into را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن چوپانی
فرار کرد به
علی اکبر منصوری
برخورد کردن، تصادفی به چیزی برخوردن
DoNiiiYo
دیدن
I ran into Sara yesterday
seyedmousa
ناگهان مواجه شدن
Fatiiii
برخوردن
swhil_az
دیدن کسی برخورد کردن ب کسی
طاها
ملاقات کردن
Amirali
مواجه شدن
Elahe
to meet someone you know when you are not expecting to
بهادر اسلامی
اتفاقی به کسی برخوردن

.I kind of ran into him last night
دیشب اتفاقی دیدمش یا بهش برخوردم !

@لَنگویچ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی ran into مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )