برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1399 100 1

ramp up

واژه ramp up در جمله های نمونه

1. The company announced plans to ramp up production to 10 000 units per month.
[ترجمه ترگمان]این شرکت طرح‌هایی را برای افزایش تولید تا ۱۰۰۰۰ واحد در ماه اعلام کرد
[ترجمه گوگل]این شرکت اعلام کرد قصد دارد تولید خود را تا 10،000 واحد در هر ماه افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Announcement of the merger is expected to ramp up share prices over the next few days.
[ترجمه ترگمان]اعلام این ادغام انتظار می‌رود قیمت سهام در چند روز آینده افزایش یابد
[ترجمه گوگل]انتظار می رود اعلام شدن ادغام در چند روز آینده سهم بازار را افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. To ramp up a share price during a takeover bid is unacceptable.
[ترجمه ترگمان]افزایش قیمت سهام در طول یک مزایده واگذاری غیرقابل‌قبول است
[ترجمه گوگل]برای افزایش قیمت سهام در طول پیشنهاد خرید غیرقابل قبول است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. To stay competitive, they'll have to ramp up product development as well as cutting prices.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها برای رقابتی ماندن باید توسعه محصول و ...

معنی ramp up در دیکشنری تخصصی

[صنعت] افزایش نرخ تولیدبا حفظ کیفیت محصول با هدف ارزیابی تجهیزات و خط تولید تا رسیدن به تولید اسمی تعیین شده.

معنی کلمه ramp up به انگلیسی

ramp up
• increase (pertaining to activity or production)

ramp up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
افزایش ناگهانی/یکباره/آزمایشی
افشین حاجی طرخانی
افزایش حجم، اندازه یا مقدار چیزی.
(تخصصی اقتصاد / بازاریابی) : افزایش تولیدات پیش از افزایش تقاضای بازار

https://idioms.thefreedictionary.com/ramp up
https://en.wikipedia.org/wiki/Ramp-up
فاطمه فروزمندفر
ارتقا دادن
اکبر شفقی
مرحله ی بارگذاری کمپرسورهای گریز از مرکز در مراحل راه اندازی
Sayeh83
افزایش دادن
ارتقا دادن
بالا بردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی ramp up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )