برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1734 100 1
شبکه مترجمین ایران

ram

/ˈræm/ /ræm/

معنی: دژکوب، قوچ، کلاف، کلوخ کوب، تلمبه، گوسفند نر، بنقطه مقصود رسانیدن، بادژکوب خراب کردن، سفت کردن، فرو بردن، کوبیدن، سنبه زدن
معانی دیگر: (جلو آمدگی سرتیز و فلزی در سینه ی کشتی های جنگی که با آن به کشتی دشمن می زدند و آن را سوراخ می کردند) تیزه، تیزنا، با تیزه زدن، (محکم) زدن به، چپاندن، فرو کوفتن، فرو کردن، سفت کوبی کردن، (عقیده یا لایحه و غیره - معمولا با: across یا through) به زور قبولاندن، تحمیل کردن، (بافشار) از تصویب گذراندن، (معمولا با: with) پر کردن، فشرده کردن، به سرعت حرکت کردن، تند جنبیدن، تند رد شدن، (با: home) فهماندن، توکله ی کسی فرو کردن، کبش، رجوع شود به: battering ram، ( در شمع کوب یا تیرکوب) وزنه، ضربه زن، کوبگر، کوبه، (نجوم) برج حمل، (کامپیوتر- مخفف: random-access memory) رم، حافظه با دستیابی تصادفی، مخفف: فرهنگستان سلطنتی موسیقی (انگلیس)، پیستون منگنه ابی، کلو  کوب، باذژکوب خراب کردن، برج حمل

بررسی کلمه ram

اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "random-access memory."

واژه ram در جمله های نمونه

1. ram something down one's throat
چیزی را به کسی تحمیل کردن،به کسی چپاندن

2. this ram has mounted all our ewes
این قوچ پشت همه‌ی میش های ما رفته است.

3. to ram a charge into a gun
گلوله را در (لوله‌ی) توپ چپاندن

4. i failed to ram home the insanity of war
موفق نشدم که دیوانگی جنگ را(به آنها) بفهمانم.

5. A pet lamb makes a cross ram.
[ترجمه ترگمان]یک بره اهلی یک قوچ cross می‌سازد
[ترجمه گوگل]یک گوسفند حیوان خانگی یک قوسی متصل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Be careful of that ram —it butts you.
[ترجمه ترگمان]مراقب آن قوچ باشید - آن را به شما ضربه می‌زند
[ترجمه گوگل]مراقب باشید که رام - شما را باطل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They got a battering ram to smash down the door.
[ترجمه ترگمان]اونا یه دژکوب استفاده کردن که در رو داغون کنن
[ترجمه گوگل]آنها یک قاشق چنگال را برای شکستن درب کشیدند
[ترجمه شما] ترجمه ص ...

مترادف ram

دژکوب (اسم)
battering ram , ram
قوچ (اسم)
ram , wether , buck
کلاف (اسم)
ram , hank , hasp , skein
کلوخ کوب (اسم)
mallet , ram
تلمبه (اسم)
ram , pump
گوسفند نر (اسم)
ram
بنقطه مقصود رسانیدن (فعل)
ram
بادژکوب خراب کردن (فعل)
ram
سفت کردن (فعل)
compact , concrete , fasten , ram , tighten , harden , toughen , congeal , solidify , stiffen , thicken , make fast , make firm , make hard , make rigid , make tense , make tight , render tenacious , render tough
فرو بردن (فعل)
stick , sink , pick , ram , immerse , plunge , swallow , dig in , stab , gulp , immerge , ingulf
کوبیدن (فعل)
grind , stub , forge , beat , thrash , fustigate , mallet , ram , berry , knock , pummel , flail , drive , bruise , stave , hammer , frap , pash , smite , nail , pound , thresh , whang
سنبه زدن (فعل)
bore , ram

معنی عبارات مرتبط با ram به فارسی

چیزی را به کسی تحمیل کردن، به کسی چپاندن
(در جنگ های قدیم - دستگاهی که با آن دیوار یا دروازه ی قلعه را درهم می کوبیدند) دژکوب، دروازه شکن، درشکن، دژکوب، میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره دژکوب، قوچقلعه خراب کن
غوچ جنگی، راک
(مکانیک) پمپ هیدرولیک، تلمبه ی آبانه، تلمبه خودکاریکه در ان ستونی از اب فروریزدونیروی ان 00000دارد

مخفف ram

عبارت کامل: Random Access Memory
موضوع: کامپیوتر
RAM یا حافظه دسترسی تصادفی از تعدادی خانه یا سلول تشکیل شده است و هر خانه، قابلیت نگهداری یک داده را دارد و با آدرسی منحصر به فرد مشخص می شود. آدرس اولین خانه حافظه، صفر است و آدرس هر خانه، یک واحد از خانهٔ قبلی اش بیشتر است، هر آدرس حافظه، قابلیت نگهداری یک یا چند بایت را دارا است.


حافظه با قابلیت دسترسی تصادفی (در اصطلاح به ان رم می گویند) یک نوع محل ذخیره اطلاعات در کاپیوتر می باشد از اطلاعات در هر زمانی بدون در نظر گرفتن موقعیت فیزیکی اطلاعات وترتیب انها وجود دارد امروزه شامل مدارهای مجتمعی می باشد که امکان ذخیره سازی اطلاعات را به صورت تصادفی به ما می دهد واژه تصادفی به این معنیست که امکان دسترسی به هر مقدار اطلاعات در هر زمانی بدون در نظر گرفتن موقعیت فیزیکی اطلاعات وترتیب انها وجود دارد داده های موجود در RAM قابل پاک شدن و جایگزینی با داده های دیگر هستند و هر نوع وقفه ای در جریان برق رایانه، موجب از بین رفتن داده های موجود در RAM می شود. استفاده از این نوع حافظه ها، برای نگهداری موقت اطلاعات تا زمان پردازش یا انتقال نتایج به بیرون از رایانه و یا ذخیره در حافظه های جانبی است.
از آنجا که داده ها می توانند در هر قسمت از حافظهٔ RAM ذخیره شده و از آن قسمت بازیابی شوند و چون سرعت انجام این کار به محل داده ها بستگی ندارد به این نوع حافظه ها، حافظه با دسترسی تصادفی می گویند.

معنی ram در دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] کوبیدن - کوبه - چکش - سمبه
[کامپیوتر] حافظه با دستیابی تصادفی Random Access Memory - با تلفظ« رم» ( Random Access Memory ) به معنای حافظه ی قابل دسترس اتفاقی . دستگاه حافظه ای که به وسیله ی آن هر محلی را درون حافظه می توان پیدا کرد. حافظه ی RAM کامپیوتر در حافظه ی اصلی آن قرار دارد و می تواند اطلاعات را ذخیره کند. اندازه ی RAM( به کیلو بایت یا مگابایت ) شاخص مهم ظرفیت کامپیوتر است. نگاه کنید به EDO ; FPM ; DRAM ; memory .
[برق و الکترونیک] random-access memory-حافظه با دستیابی تصادفی حافظه ای سازمان یافته به گونه ای که هر مکان آدرس را می توان به هر ترتیبی خواند یا نوشت. بیتهای دیجیتال می توانند به طور موقت در حافظه ذخیره شوند و به سرعت و به طور دلخواه تغییر داده شوند . دستیابی تصادفی به معنای آن است که امکان دسترسی به هر مکان ذخیره سازی در حافظه در هر لحظه وجود دارد . واژه دقیقتر آن می تواند حافظه خواندنی / نوشتنی RWM باشد . بیشتر قطعات حاظه نیمرسانا قابل دستیابی تصادفی هستند . در حالی که نوارهای مغناطیسی یا ویدیوئی یا قطعات بار تزویج شده ( CCD) به طور سری قابل دسترسی هستند. در کاربردهای عادی ، این واژه به معنای حافظه با دستیابی تصادفی دینامیک ( DRAM) است ؛ حافظه نیمرسانا فراری که باید به طور منظم بازنویسی شود تا تمام داده هایی که در سلولهای آن ذخیره شده اند ، باقی بمانند . DRAM پرکاربردترین حافظه خواندنی / نوشتنی در کامپیوترهاست.
[زمین شناسی] کوبش ، کوبه ، کوبیدن
[برق و الکترونیک] حافظه با دستیابی تصادفی
[نفت] فوران گیر پیستونی
[کامپیوتر] پنهان RAM
[کامپیوتر] کارت RAM
...

معنی کلمه ram به انگلیسی

ram
• material that changes radar waves into small electromagnetic fields and reduces the radar image
• volatile computer memory that can be accessed in any order, memory that temporarily stores data which is currently in use, most common type of computer memory (computers)
• male first name (hebrew)
• male sheep; battering ram, heavy device used to crush or force something (such as a locked door)
• break force or crush with a battering ram
• if one vehicle rams another, it crashes into it with a lot of force.
• if you ram something somewhere, you push it there with great force.
• a ram is an adult male sheep.
ram digital to analog converter
• vga microchip that converts digital data to analog signals which can be displayed on a monitor, ramdac
ram disk
• part of the memory used to simulate a drive so that it is possible to access it like an actual drive
ram down one's throat
• force to agree, force concurrence
ram drive
• part of the memory used to simulate a drive so that it is possible to access it like an actual drive
ram one's head against the wall
• be hard on oneself, "beat oneself up"; try and accomplish something that can't be done that only results in frustration
battering ram
• large hard tool used to beat in a locked door or wall
• a battering ram is a long heavy piece of wood that was used for breaking down the doors of fortified buildings.
cmos ram
• type of memory in which the computer's configurations are saved (computers)
dvd ram
• (computers) new double-sided rewriteable disk that was developed by the dvd c ...

ram را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Koorosh
مخفف random access memomy
رامتین
شرکت Ram
سازنده اپلیکیشن اندروید مثل والیبال اپ
Faezeh
قوچ
کامبیز حق نژاد
دو معنی دارد :
حافظه لوازم الکترونیکی
حیوان قوچ
محمدجعفری
حافظه بادسترسی تصادفی
uSER
کوبیدن در هم
I'm going to ram him = میخوام بکوبمش به هم
uSER
گوسفند نر - قوچ
Ram Rider = قوچ سوار
محسن
بیشتر به معنی کوبیدن عمدی یه وسیله نقلیه به وسیله دیگه گفته می شه. مثلا کوبیدن عمدی یک ماشین به یک ماشین دیگه برای اینکه از جاده خارج یا متوقف بشه. در مورد کشتی هم می شه استفاده کرد. برای مثال:

The ship had been rammed by a British destroyer = ناوشکن انگلیسی به کشتی کوبیده بود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی ram

کلمه : ram
املای فارسی : رم
اشتباه تایپی : قشئ
عکس ram : در گوگل

آیا معنی ram مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )