برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

railing

/ˈreɪlɪŋ/ /ˈreɪlɪŋ/

معنی: نرده، سرزنش، محجر، ریل
معانی دیگر: اسباب لازم برای نرده سازی یا کشیدن خط آهن

بررسی کلمه railing

اسم ( noun )
(1) تعریف: a barrier or fence made of posts and rails.

(2) تعریف: a banister.

- the railing on the stairway
[ترجمه ترگمان] نرده پلکان،
[ترجمه گوگل] دیوار در راهرو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: materials from which rails are made.

واژه railing در جمله های نمونه

1. the sailor put his head on the angle of the railing and fell asleep
ملوان سر خود را روی گوشه‌ی نرده قرار داد و به خواب رفت.

2. He's always railing against his wife about her extravagance.
[ترجمه ترگمان]او همیشه با زنش در مورد اسراف و اسراف کاری می‌کند
[ترجمه گوگل]او همیشه در مورد عصبانیتش نسبت به همسرش دروغ می گوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She groped for the railing to steady her as she fell.
[ترجمه ترگمان]کورمال کورمال به طرف نرده رفت تا او را همان طور که افتاده بود محکم نگه دارد
[ترجمه گوگل]او به دنبال نرده برای آنکه او را سقوط کند ثابت می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She is always railing against her own lot.
[ترجمه ترگمان]او همیشه در مقابل کاره‌ای خودش نرده دارد
[ترجمه گوگل]او همیشه در برابر خود او را نابود می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Lock your bike to something immovable like a railing or lamp-post.
[ترجمه ترگمان]bike رو ق ...

مترادف railing

نرده (اسم)
balustrade , railing , fencing , rail , parapet , paling , list , pale
سرزنش (اسم)
snub , vituperation , blame , reproach , reproof , raillery , remonstrance , railing , rebuke , scolding , twit , condemnation , chiding , disapprobation , sarcasm , conviction , demerit , deprecation , reprimand , reprehension
محجر (اسم)
railing , fencing , parapet , fence , peel , palisade
ریل (اسم)
real , railing

معنی railing در دیکشنری تخصصی

railing
[عمران و معماری] دستگیره - نرده - جانپناه
[برق و الکترونیک] خط خط شدگی در هم شدگی ارسالها یراداری از فرستنده ها با سرعت پالس 50 تا 150 کیلو هرتز این در هم شدگی سبب ظاهر شدن تصویری همراه با خطوط نرده مانند روی صفحه نمایش رادار می شود .

معنی کلمه railing به انگلیسی

railing
• railroad tracks; bannister, handrail, guardrail; fence
• a fence made from metal bars is called railings or a railing.

railing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohamad daichi
نرده the old man when coming up the stairs he has to get the railing

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی railing
کلمه : railing
املای فارسی : ریلینگ
اشتباه تایپی : قشهمهدل
عکس railing : در گوگل

آیا معنی railing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )