برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1404 100 1

raft

/ˈræft/ /rɑːft/

معنی: دگل، قایق مسطح الواری، دسته الوار شناور بر اب
معانی دیگر: (قایقی که از به هم بستن چند تخته درست شود) کلک، جاله، (تخته بندی که شناگران برای ورود به رود یا دریاچه از آن استفاده می کنند) تختگاه کنار آب، شیرجه گاه، قایق ته پهن ( پلاستیکی یا باد کردنی)، با جاله حمل کردن، با کلک ترابری کردن، جاله ساختن، (عامیانه) مقدار زیاد، یک عالمه، باقایق الواری رفتن یافرستادن

بررسی کلمه raft

اسم ( noun )
(1) تعریف: a flat platform made of buoyant materials such as wood or air-filled barrels, designed to float and often to support or carry people or goods.

(2) تعریف: a wide flat-bottomed boat of rubber or synthetic material, with air-filled tubes serving as front, back, and sides.

(3) تعریف: a group of logs, barrels, or the like tied together for transport of the whole by water.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: rafts, rafting, rafted
(1) تعریف: to carry on or in a raft; transport by raft.

(2) تعریف: to construct a raft from; use as a raft.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to float or travel on a raft.
اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) very many; a large quantity.
مشابه: mountain

واژه raft در جمله های نمونه

1. he has a raft of brothers and sisters
تا دلت بخواهد برادر و خواهر دارد.

2. Sailing across the Atlantic on a raft was an adventure.
[ترجمه ترگمان]حرکت کشتی در اقیانوس اطلس روی کلک یک ماجراجویی بود
[ترجمه گوگل]قایقرانی در سراسر اقیانوس اطلس در یک قایق یک ماجراجویی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The survivors were adrift on a raft for six days.
[ترجمه ترگمان]این بازمانده‌ها شش روز روی یک کلک گیر کرده بودند
[ترجمه گوگل]بازماندگان برای شش روز در یک قایق بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The raft came close to the rocks and then sheered away.
[ترجمه ترگمان]کلک به سنگ‌ها نزدیک شد و سپس انحراف پیدا کرد
[ترجمه گوگل]قایق نزدیک به سنگ ها آمد و بعد از آن دور شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The rubber raft drifted out to sea.
[ترجمه ترگمان]کلک پلاستیکی به دریا افتاد
[ترجمه گوگل]قایق لاستیکی به سمت دریا حرکت کرد
[ترجمه شما] ...

مترادف raft

دگل (اسم)
raft
قایق مسطح الواری (اسم)
raft
دسته الوار شناور بر اب (اسم)
raft

معنی عبارات مرتبط با raft به فارسی

قایق نجات (معمولا پلاستیکی است و آن را باد می کنند)، قایق چوبی که برای نجات غریق بکار میرود

معنی raft در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] رادیه ، دگل ، طراده بارکش ، الوار - در سنگ شناسی آذرین، بیگانه سنگ یک قطعه سنگی را گویند که در ماگما گیر افتاده است و به راحتی به صورت کمابیش قائم جدا می شود. <br>مقایسه شود با: بیگانه سنگ. - - در زغال سنگ شناسی، زغال شناور. - - در رودها، تجمعی یا انسدادی از تنه های درخت شناور، چوب شناور، درختهای کنده شده یا سایر وارزه های و آوارها را گویند. که بطور طبیعی در یک رود توسط حفر دیواره ها ظاهر می شوند و به عنوان جلوگیری در مقابل کشتی رانی عمل می کند. - نیز ببینید: raft lake -
[نفت] پی شناور
[زمین شناسی] شالوده گسترده ، پی روی رادیه
[عمران و معماری] پی گسترده - شالوده گسترده - پی یکسره - کفبند سراسری - شالوده یکپارچه گسترده - پی یکپارچه
[نفت] پی گسترده
[زمین شناسی] کلسیت فلو رجوع شود به : cave raft.
[نفت] کلک شناور
[زمین شناسی] الوار شناور چوبی

معنی کلمه raft به انگلیسی

raft
• primitive boat made from buoyant material fastened together to make a platform; large number of things, a collection, great quantity (informal)
• travel by raft, float on a raft
• a raft is a floating platform made from large pieces of wood tied together.

raft را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید
کلک
eli
a kind of boat with air in it
مهدی خدایی
مهندسی عمران:گسترده
Shooka
قایق
Neda
مهندسی عمران: شناژ
Neda
مهندسی عمران: بستر
Amir
Is very simple boat
کلک
دلارا
قایق
سنم
کلک
دافنه
قایق
هانده
قایق
مریم
A large number of somthing
Haniye
That is a simple bout
امین
مقدار زیادی
رامین
گسترده
سهیل حسن زاده
That is a simple bout
محمد
پخش کننده
امیر
قایق
Sara
A raft is a very Simple boat
mahya
Raft
Noun
به معنای نوعی قایق ته پهن که کلک نامیده می شود.
For example
We can rafting on the river in the dude ranch
bahar
قایق
Taha
قایق بادی
mahdis
یک نوع قایق که کلک نام دارد
D.day😎
قایق نجات
12
کلک یا قایق چوبی
12
کلک یا قایق چوبی
BB
A raft is very simple boat
Perspo shoja333
Raft=small boat
جواد
The Combined footing is the raft(گسترده)
Younes
کرجی
Lee shin hye
raft:(n.)= A raft is very simple boat
معنیش همون کلک می شه
کانون زبان ایران
ترم Reach3

A
قایق ساخته شده از چنده تکه چوب
یوسف
مقدار / تعداد زیاد
Shayan
is a very simple boat
🔹️🔸️زبان ایران rech3🔸️🔹️
Avery siple boat معنی:کلک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی raft
کلمه : raft
املای فارسی : رفت
اشتباه تایپی : قشبف
عکس raft : در گوگل

آیا معنی raft مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )