برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1432 100 1

radiation

/ˌrediˈeɪʃn̩/ /ˌreɪdɪˈeɪʃn̩/

معنی: تابش، جلا، تشعشع
معانی دیگر: (برون فرستی نور یا گرما به صورت دانه یا موج) تابش، رخش، رخشش، ساطع شدگی، بارش، (اشعه یا نور یا حرارت فرستاده شده از طریق تابش) نوررخش، پرتو، گرمارخش، انرژی تابشی، (فیزیک هسته ای) تابشگری، برتابش، (طرح یا شکل یا ترتیب) شعاعی، پرتوی، منشعب از مرکز (مانند شعاع های دایره)، پرافکن، (زیست شناسی - پراکندگی و تطابق با محیط های مختلف توسط گیاه یا جانور) پرتوش، فراسازش، radiational تابش، پرتو افشانی، برق

بررسی کلمه radiation

اسم ( noun )
مشتقات: radiational (adj.)
(1) تعریف: the emission of particles or waves of energy, as by radioactive material or by electrical circuits or devices.

- Many are concerned about toxic radiation from nuclear waste.
[ترجمه ترگمان] بسیاری نگران تشعشع سمی زباله‌های هسته‌ای هستند
[ترجمه گوگل] بسیاری از آنها در مورد پرتوهای سمی از ضایعات هسته ای نگران هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A hat gives some protection from the sun's radiation.
[ترجمه ترگمان] یک کلاه حفاظت از اشعه خورشید را به شما می‌دهد
[ترجمه گوگل] یک کلاه محافظتی از تابش خورشید دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the act of radiating.

(3) تعریف: something that is radiated.

واژه radiation در جمله های نمونه

1. radiation of heat from a heater
تابش گرما از بخاری

2. radiation therapy
درمان تابشی،پرتو درمانی

3. a radiation leak
نشت تابشی

4. atomic radiation
تابشگری اتمی

5. diffuse radiation
تابش منتشر پرتوها،برتابش پخشیده

6. the radiation of electromagnetic rays
بارش اشعه‌ی الکتروماگنتیک

7. the radiation which the earth receives from the sun
انرژی تابشی که زمین از خورشید می‌گیرد

8. exposure to radiation is dangerous
قرار گرفتن در معرض تشعشع (تابش) خطرناک است.

9. some radioactive substances can emanate dangerous radiation for many years
برخی مواد تابشگر قادرند سال‌ها به طور خطرناکی از خود اشعه‌ی رادیواکتیو ساطع کنند.

10. the most terrifying aspect of nuclear bombing is radiation
وحشتناک‌ترین جنبه‌ی بمباران اتمی تابش اتمی است.

11. Radiation has a strong effect on the heredity of fruit flies.
[ترجمه ترگمان]تشعشع تاثیر زیادی بر وراثت مگس میوه دارد
[ترجمه گوگل]تابش اثر مهمی بر ارثی مگس میوه دارد
[ترجمه شما] ...

مترادف radiation

تابش (اسم)
light , brilliance , flame , glow , shine , sheen , irradiance , radiation , irradiancy , effulgence , glint , glitter , coruscation
جلا (اسم)
gloss , vermeil , radiation , buff , satin , polish , varnish , burnish , japan , shininess
تشعشع (اسم)
ray , radiance , radiation , flash , glare , radiancy , refulgence

معنی عبارات مرتبط با radiation به فارسی

تابش پرتوی گرما، انتقال گرمابوسیله تابش
(پزشکی - بیماری ناشی از مجاورت زیاد با اشعه ی ایکس یا اتمی و غیره) بیماری برتابشی، بیماری تابشی، بیماری اشعه
درمان تابشی، پرتو درمانی
آیین، تشریفات، رسم، آداب، برگزاری، عمل یا رویداد یا برنامه ی رسمی و تشریفاتی، رعایت آداب و اصول، رودربایستی، تعارف، زیاده روی در تشریفات و اعمال توخالی، (فیزیک) تشعشع (radiation) حاصله هنگامی که ذرات اتمی باردار (به ویژه الکترون ها) در گاز یا مایع شفاف با سرعتی حرکت می کنند که از سرعت نور در همان گاز یا مایع بیشتر است، رخشش چرنکف
(فیزیک) برتابش پرهون چرخی
تشعشع اشعه مجهول

معنی radiation در دیکشنری تخصصی

radiation
[شیمی] تابش ، پرتو
[عمران و معماری] تابش - تشعشع
[برق و الکترونیک] تابش گسیل انرژی در هر قسمت از طیف الکترومغناطیس ، از پرتوهای X تا امواج رادیویی ، این واژه برای بیشتر افراد معنای تابش هستهای ، پرتوهای آلفا ، بتا و گاما را دارد. - تشعشع
[مهندسی گاز] تابش ، تشعشع
[بهداشت] تشعشع گرما
[ریاضیات] پرتو افکنی، تابش، تشعشع
[پلیمر] تابش، تشعشع
[آب و خاک] تششع
[برق و الکترونیک] دز تابش - جذب واحدی که مقدار انرژِ ی منتقل شده به ماده را با تابش یونیده سازی معین می کند. یک راد ، دز تابشی است که چگالی انرژِ ی 100ارگ بر گرم را در ماده جذب کننده ایجاد می ند به دلیلاختلاف انرژِ ی مواد مختلف نوع ماده باید معین باشد. مثلا 1 rad سیلیسیم برابر با 100erg /g سیلیسیم است . قطعات گالیم رسنیدی معمولاً سختی دزی از 10 به توان هفت rad 10 به توان 8 و سختی سرعت راد 10 به توان 8 تا 10 به توان 11 rad /s دارند .
[برق و الکترونیک] جاذب انرژِی ماده عایقی به شکل ورق که دارای مقداری رسانایی است و به عنوان عنصر دی الکتریک و بازتابنده برای جذب انرژِی RF نا خواسته به کار می رود .
[آب و خاک] جذب تابش
[آب و خاک] کمربند تابشی
[برق و الکترونیک] سوختن تابشی سوختن در اثر قرار گرفتن بیش از حد در معرض انرژِی تابشی .
[آب و خاک] نمودار تابش
...

معنی کلمه radiation به انگلیسی

radiation
• energy radiated in the form of waves or particles; process of emitting energy in electromagnetic waves or moving particles; act of emitting, act of beaming or glowing
• radiation is very small particles of a radioactive substance that can cause illness and death.
• radiation is also energy, especially heat, that comes from a particular source.
radiation sickness
• disease which results from overexposure to radiation
• radiation sickness is an illness that is caused by a person being exposed to too much radiation.
radiation therapy
• treatment of diseases by exposure to high-energy radiation from radioactive sources, use of radiation to damage cancer cells, radiotherapy
background radiation
• low-level radiation suffusing the surface of the earth
cosmic radiation
• streams of highly penetrating charged particles bombarding the earth from outer space
electromagnetic radiation
• any type of electromagnetic wave (waves composed of undulating electrical fields and magnetic fields)
exposure to radiation
• being in contact with or unprotected from radioactive material
nuclear radiation
• ionized radiation whose source is in the process of atomic splitting or nuclear fission
thermal radiation
• radiation of heat
was exposed to radiation
• was not protected from electromagnetic waves, worked in the proximity of radiation

radiation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

م
تشعشعات رادیویی
remex star mohseni
انرژي تابشي
عليرضا كريمي وند
برق. پرتوافشاني
مجتبی
شعله
Mr.x
تابش اشعه گرما نور رادیو اکتیو
محسن
پرتوافشانی
مریم
The sending out of heat,energy,etc in the from of rays
Nima
تشعشعات رادیویی
شهرزاد شهابی
تابش- اشعه
F Gh
اشعه رادیو اکتیو،تابش
بی نام یهتره
powerful and very dangerous rays that are sent out from radioactive substances

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی radiation
کلمه : radiation
املای فارسی : ردیشن
اشتباه تایپی : قشیهشفهخد
عکس radiation : در گوگل

آیا معنی radiation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )