برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

racoon

/rəˈkuːn/ /rəˈkuːn/

معنی: راکون
معانی دیگر: رجوع شود به: raccoon

واژه racoon در جمله های نمونه

1. The racoons knock over the rubbish bins in search of food, and strew the contents all over the ground.
[ترجمه ترگمان]The سطل زباله را در جست و جوی خوراک می‌ریختند و هر all را روی زمین پاک می‌کردند
[ترجمه گوگل]راکوئل در جستجوی غذا بر روی سطل زباله افتاد و محتویات را در سرتاسر زمین قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The night before last we saw a racoon swaying mindlessly around at the side of the road under the influence of headlights.
[ترجمه ترگمان]شب قبل از آخرین باری که ما یک racoon را دیدیم که در کنار جاده زیر نور چراغ‌های جلوی اتومبیل حرکت می‌کرد
[ترجمه گوگل]شب قبل از آخرین ما شاهزاده ای را دیدیم که در کنار جاده تحت تأثیر چراغها بی حرکت و بی حرکت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Bitch racoon dog is bitten again chase after again, ruthless.
[ترجمه ترگمان]ماده سگ racoon دوباره تعقیب می‌شود و دوباره تعقیب می‌شود، بی رحما نه
[ترجمه گوگل]سگ راکون فاحشه دوباره مجبور به تعقیب دوباره، بی رحم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We released the racoon from our backyard!
...

مترادف racoon

راکون (اسم)
raccoon , racoon

معنی عبارات مرتبط با racoon به فارسی

یکجور پستاندار گوشتخوار در امریکا

معنی کلمه racoon به انگلیسی

racoon
• raccoon, small nocturnal mammal with a black masklike stripe across the eyes and a ringed tail (native to north and central america)

racoon را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی racoon

کلمه : racoon
املای فارسی : رکون
اشتباه تایپی : قشزخخد
عکس racoon : در گوگل

آیا معنی racoon مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )