برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1615 100 1
شبکه مترجمین ایران

racking

/ˈrækɪŋ/ /ˈrækɪŋ/

عذاب دهنده، سخت

واژه racking در جمله های نمونه

1. A racking cough convulsed her whole body.
[ترجمه ترگمان]یک سرفه وحشتناک تمام بدنش را به لرزه درآورد
[ترجمه گوگل]یک سرفه قفسه دار تمام بدن او را تشخیص داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I've been racking my brains to remember his name.
[ترجمه ترگمان]به مغزم فشار اوردم تا اسمش رو به یاد بیارم
[ترجمه گوگل]من مغزم را قفل کرده ام تا اسمش را به خاطر بسپارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Deep racking sobs shook his whole body.
[ترجمه ترگمان]هق‌هق نفس عمیق تمام بدنش را تکان داد
[ترجمه گوگل]طغیان دندانه دار عمیق تمام بدن خود را تکان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. All night I have been tossing and turning racking my brains to think what could have possessed the young man to kill himself.
[ترجمه ترگمان]تمام شب به این فکر افتاده بودم که چه چیزی ممکن است آن مرد جوان را بکشد و خود را بکشد
[ترجمه گوگل]تمام شب من از بین رفته بودم و مغزم را قفل می کردم تا فکر کنم چی می توانست جوان را به قتل برساند
[ترجمه شما ...

معنی عبارات مرتبط با racking به فارسی

wrack nerve : خسته کننده اعصاب، دشوار

معنی racking در دیکشنری تخصصی

racking
[عمران و معماری] لاریز - هسته گیر - آشغالگیری
[نفت] ظرفیت لوله گیری در دکل حفاری
[نفت] پاگرد لوله گیری
[نفت] چیدن لوله ها

معنی کلمه racking به انگلیسی

racking
• a racking pain or emotion is one which you feel very strongly.
nerve racking
• something that is nerve-racking makes you tense and worried.

racking را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی racking

کلمه : racking
املای فارسی : رککینگ
اشتباه تایپی : قشزنهدل
عکس racking : در گوگل

آیا معنی racking مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )