برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

racist

/ˈreɪsəst/ /ˈreɪsɪst/

معنی: نژاد پرست، نژاد پرست

واژه racist در جمله های نمونه

1. The police want to discuss these recent racist attacks with local people.
[ترجمه ترگمان]پلیس می‌خواهد درباره این حملات نژادپرستانه جدید با مردم محلی بحث و تبادل نظر کند
[ترجمه گوگل]پلیس می خواهد درباره این حملات نژادپرستانه اخیر با مردم محلی صحبت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The article was full of racist undertones.
[ترجمه barret85ripper] مقاله پر از لحن نژادپرستانه بود
|
[ترجمه ترگمان]مقاله پر از نژاد پرست بود
[ترجمه گوگل]این مقاله پر از تظاهرات نژادپرستانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Once again, racist attacks are increasing across Europe.
[ترجمه ترگمان]یک‌بار دیگر، حملات نژادپرستانه در سراسر اروپا در حال افزایش است
[ترجمه گوگل]بار دیگر حملات نژادپرستانه در سراسر اروپا افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف racist

نژاد پرست (اسم)
ethnocentric , racist
نژاد پرست (صفت)
ethnocentric , racist

معنی کلمه racist به انگلیسی

racist
• one who is hateful or intolerant of people of other races
• hateful or intolerant of people of other races
• racist things, people, or behaviour are influenced by the belief that some people are inferior because they belong to a particular race; used showing disapproval.
• a racist is a person who believes that some people are inferior because they belong to a particular race; used showing disapproval.
racist view
• opinion which relates to some races as superior to others

racist را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
نژادپرستانه، از روی نژادپرستی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی racist

کلمه : racist
املای فارسی : ریسی
اشتباه تایپی : قشزهسف
عکس racist : در گوگل

آیا معنی racist مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )