برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

racing

/ˈreɪsɪŋ/ /ˈreɪsɪŋ/

معنی: رقابت، مسابقه، مسابقه دهنده، مربوط بمسابقه
معانی دیگر: مج

واژه racing در جمله های نمونه

1. stock-car racing
مسابقه‌ی اتومبیل رانی توسط اتومبیل‌های معمولی (نه کورسی)

2. that racing car was really shifting
آن اتومبیل کورسی واقعا تند می‌رفت.

3. formula 1 racing cars
اتومبیل‌های کورسی رده‌ی اول

4. we are racing (against) the clock
داریم با سرعت هر چه تمام‌تر کار می کنیم.

5. the kentucky derby is a racing classic
مسابقه‌ی اسبدوانی کنتاکی دربی در نوع خود معروف است.

6. She agreed to buy the car, but stipulated racing tyres and a turbo-powered engine.
[ترجمه ترگمان]او با خرید خودرو موافقت کرد، اما تصریح کرد که لاستیک ماشین و موتور توربو جت
[ترجمه گوگل]او موافقت کرد که ماشین را بخرد، اما رینگ های مسابقه ای و موتور توربو را تنظیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The general standard of racing was abysmal.
[ترجمه ترگمان]معیار عمومی مسابقه افتضاح بود
[ترجمه گوگل]استاندارد عمومی مسابقه بدبینانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The racing season starts in June.
...

مترادف racing

رقابت (اسم)
contest , competition , rivalry , contestation , racing
مسابقه (اسم)
match , game , contest , race , competition , emulation , tourney , racing , tournament
مسابقه دهنده (صفت)
racing
مربوط بمسابقه (صفت)
racing

معنی عبارات مرتبط با racing به فارسی

(مسابقه های اسبدوانی) کتابچه ی اطلاعات درباره ی مشخصات اسب های مسابقه
کبوتر مسابقه، کبوتری که با آن مسابقه می دهند
مسابقه ی اتومبیلرانی (معمولا در جاده های عمومی قرق شده)

معنی کلمه racing به انگلیسی

racing
• participation in contests of speed; running, jogging
• racing refers to races between animals, especially horses, or vehicles.
racing bicycle
• bicycle which is specially designed to be lightweight and fast for racing
racing boat
• fast war boat, patrol boat
racing car
• small and very quick car that is used in car races
dog racing
• race between dogs
flat racing
• flat racing is horse racing which does not involve jumping over fences.
grand prix racing
• type of international car race

racing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین سولیوان
اتومبیل رانی (به طور معمول)
میثم پیرحیاتی
مشغول شدن
there gose my mind racing
افکار ذهنم رو مشغول کرده
علی
تپیدن(قلب)
محنا
Street racer میشه در خیابان ویراژ دادن
:)
سر و کله زدن (در گیر شدن)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی racing

کلمه : racing
املای فارسی : رکینگ
اشتباه تایپی : قشزهدل
عکس racing : در گوگل

آیا معنی racing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )