برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1614 100 1
شبکه مترجمین ایران

racially

واژه racially در جمله های نمونه

1. a racially mixed country
کشوری که از نظر نژادی همگون نیست.

2. to be racially prejudiced
دارای تعصب نژادی بودن

3. the city's neighborhoods were racially segregated
محله‌های شهر از نظر نژادی از هم سوا شده بودند.

4. We are both children of racially mixed marriages.
[ترجمه ترگمان]ما هر دو بچه نژاده‌ای مختلط هستیم
[ترجمه گوگل]ما هر دو بچه های ازدواج های مخلوط نژادی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Police believe the attack was racially motivated.
[ترجمه ترگمان]پلیس بر این باور است که این حمله از نظر نژادی انگیزه یافته‌است
[ترجمه گوگل]پلیس بر این باور است که حمله به انگیزه نژادی تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The perpetrators of racially motivated violence must be punished.
[ترجمه ترگمان]کسانی که از نظر نژادی انگیزه دارند باید مجازات شوند
[ترجمه گوگل]عاملان خشونت نژادی انگیزه باید مجازات شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه racially به انگلیسی

racially
• from the standpoint of race

racially را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

me
نژاد پرستانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی racially مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )