برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1410 100 1

Rug

/ˈrəɡ/ /rʌɡ/

معنی: قالیچه، فرش کردن
معانی دیگر: فرش، قالی، گلیم، گبه، خرسک، زیلو، زیرانداز، (انگلیس) رجوع شود به: lap robe

بررسی کلمه Rug

اسم ( noun )
(1) تعریف: a piece of fabric, usu. of thick, woven material, used to cover part of a floor.
مشابه: carpet

- Two Persian rugs covered most of the floor.
[ترجمه هیوا کورد] دو قالیچه ایرانی بیشتر کف اتاق را پوشانده بود.
|
[ترجمه ALIREZA] دو فرش(قالیچه)ایرانی بیشتر سطح زمین را پوشاندند.
|
[ترجمه ترگمان] دو قالیچه ایرانی کف اتاق را پوشانده بود
[ترجمه گوگل] دو کف قالی ایرانی بیشترین طبقه را پوشانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (slang) a toupee.

- I think the principal wears a rug.
[ترجمه ترگمان] فکر کنم مدیر یه قالیچه میپوشه
[ترجمه گوگل] من فکر می کنم اصلی پوشیدن یک فرش است
[ترجمه شما] ...

واژه Rug در جمله های نمونه

1. rug production has tapered off
تولید قالی به تدریج کم شده است.

2. rug weaver
قالیباف

3. a rug merchant
تاجر فرش

4. a rug of great antiquity
فرشی بسیار کهنسال

5. that rug will cover the floor with a meter to spare
آن فرش کف (اتاق) را می‌پوشاند و یک متر هم زیاد می‌آید.

6. the rug caught fire
فرش آتش گرفت.

7. this rug was quite a buy
این فرش خرید کاملا خوبی بود.

8. prayer rug (or mat)
قالیچه مخصوص نماز،سجاده

9. a footworn rug
فرش پاخورده

10. a hooked rug
کف‌پوش قلابدوزی شده

11. shake the rug well
قالیچه را خوب بتکان

12. a vivid kashan rug
یک قالیچه‌ی خوش‌رنگ کاشی

13. the niceties of a rug weaver's workmanship
ریزه کاری‌های هنر یک قالیباف

14. the price of this rug is two hundred dollars, give or take five or six dollars
قیمت این فرش با پنج شش دلار کم و زیاد دویست دلار ا ...

مترادف Rug

قالیچه (اسم)
rug , footcloth
فرش کردن (فعل)
spread , floor , pave , rug

معنی عبارات مرتبط با Rug به فارسی

کد پستی، کد ناحیه، (امریکا) قالیچه یا فرشی که فقط قسمتی از کف را بپوشاند (مثلا چون بقیه ی کف از چوب یا مرمر است)
قالیچه پیش بخاری
فرش خاور زمین (به ویژه فرش ایران و نواحی اطراف آن) (oriental carpet هم می گویند)
فرش ایرانی (یا ایران)، قالی (یا قالیچه ی) ایرانی
قالیچه مخصوص نماز، سجاده
فرش بافته شده از تکه پارچه های کهنه
(فرش دست بافت اسکاندیناوی) ریا
قالیچه ی کوچک، پادری، قالیچه کوچک
پتوی عرشه ی کشتی (که مسافران هنگام نشستن در عرشه آن را روی خود می اندازند)
رجوع شود به: scatter rug

معنی Rug در دیکشنری تخصصی

[نساجی] قالیچه - قالی - فرش - فرش کردن
[نساجی] نوعی قالی قلابی بافی شده آمریکایی با طرح های خشن و بافت زمینه تتایی و نخ خاب پشمی
[نساجی] قالی بیجار - گلیم بیجار - قالیچه معروف تمام پشم ایرانی
[نساجی] قالی بوسنیایی - نوعی قالیچه کوچک که طرح آن از خطوط مستقیم تشکیل شده است
[نساجی] فرشهای مختلف دستباف
[نساجی] فرش ضخیم - فرش با خاب زیاد
[نساجی] قالیچه داغستانی
[نساجی] قالیچه ای از ایران و ترکیه و قفقاز با گره ترکی
[نساجی] قالی تبریزی با تار پنبه ای - اندازه متوسط - گره ترکی با طرح ترنج در وسط و گل و بوته اطراف آن
[نساجی] حصیر
[نساجی] فرش قره باغ

معنی کلمه Rug به انگلیسی

rug
• carpet, piece of thick fabric used as a floor covering; thick warm fabric used as robe or blanket
• a rug is a small piece of carpet material that you put on the floor.
• a rug is also a small blanket which you use to cover your shoulders or your knees.
as snug as a bug in a rug
• very warm and comfortable, wrapped tightly
oriental rug
• rug made in the middle east (usually handmade)
persian rug
• handwoven carpet made in iran, style of carpet which had elaborate decorations
scatter rug
• mat, small carpet
small rug
• small carpet, small mat

Rug را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدیس
روانداز ، پتو
ساناز
Resource Utilization Group
پری
فرش
زینب حسین پور
فرش یا قالی
امیر محمد
پتو ٬
Par
فر‌ش
علیرضا
قالیچه
رضاعلایی
حصیر
رو انداز
قالیچه
گلیم
Ali
قالی_ زیر انداز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rug
کلمه : rug
املای فارسی : روگ
اشتباه تایپی : قعل
عکس rug : در گوگل

آیا معنی Rug مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )