برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1399 100 1

Remains

/rəˈmeɪnz/ /rɪˈmeɪnz/

معنی: باقی، بقایا
معانی دیگر: بقیه (بقایا)، باقی ماندگان، پس مانده ها، نشانه های گذشته، یادبودها، یادگارها، آثار، جسد، لاشه، نعش، جنازه، باقی مانده

بررسی کلمه Remains

اسم جمع ( plural noun )
(1) تعریف: that which is left when parts have been taken away, destroyed, or the like.
مشابه: remainder, remnant

- the remains of yesterday's dinner
[ترجمه ترگمان] بقایای شام دیروز
[ترجمه گوگل] بقایای شام دیروز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a dead body; corpse.
مشابه: cadaver, carrion, corpse

(3) تعریف: ruins or traces of the past.
مشابه: antiquity, remnant, ruin, vestige

(4) تعریف: unpublished writings left by an author at his death; literary remains.

واژه Remains در جمله های نمونه

1. he remains here on sufferance
او با اجازه اینجا می‌ماند.

2. she remains an optimist
او هنوز خوشبین است.

3. it remains to add that. . .
فقط باید افزود که . . .

4. it remains to be seen
بعدا معلوم خواهد شد،هنوز معلوم نیست

5. his earthly remains were buried in a monastery
جسد او را در خانقاهی خاک کردند.

6. only one bowl remains of that delicious wine. . .
از باده‌ی نوشین قدحی بیش نماند . . .

7. sea gulls scavenged the remains of the fish market
مرغان دریایی باقیمانده‌های بازار ماهی را لاشخوری می‌کردند.

8. his stock with the electorate remains high
رای دهندگان هنوز برای او اعتبار زیادی قائل‌اند.

9. what he really wanted to say remains indefinite
آنچه که واقعا می‌خواست بگوید مبهم باقی مانده است.

10. mustard gas is a persistent gas that remains deadly for several minutes
گاز خردل گاز دیرپایی است که تا چندین دقیقه مهلک باقی می‌ماند.

11. who knows only his own generation always remains a child
کسی که فقط از نسل خود اطلاع دارد همیشه کودک باقی خواهد ماند.

1 ...

مترادف Remains

باقی (اسم)
rest , residuum , remainder , gleanings , remains , leftovers , leavings
بقایا (اسم)
rest , leftover , vestige , remains , reliquiae , remnants

معنی Remains در دیکشنری تخصصی

remains
[علوم دامی] پسمان ، باقی مانده .
[ریاضیات] تغییر نمی کند

معنی کلمه Remains به انگلیسی

remains
• corpse, dead body; remainders, remnants; ruins or items preserved from earlier times
remains in the background
• does not step into the limelight, works behind the scenes
remains to be seen
• still unclear but time will tell
archeological remains
• historical ruins

Remains را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

داوود
it remains to be seen
هنوز معلوم نیست...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی remains
کلمه : remains
املای فارسی : رمینس
اشتباه تایپی : قثئشهدس
عکس remains : در گوگل

آیا معنی Remains مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )