برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

Reject

/rɪˈdʒekt/ /rɪˈdʒekt/

معنی: فضولات، امتناع کردن از، رد کردن، طرد کردن، نپذیرفتن، نپسندیدن
معانی دیگر: قبول نکردن، پشت پا زدن، دور انداختن، مورد بی وفایی قرار دادن، جفا کردن، (از محبت) محروم کردن، ترک کردن، (جراحی پیوند اندام) نگرفتن، وازدن، قی کردن، بالا آوردن، پس زدن

بررسی کلمه Reject

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: rejects, rejecting, rejected
(1) تعریف: to refuse to accept, grant entry to, acknowledge, or act upon.
مترادف: disallow, disown, refuse, renounce, repudiate
متضاد: accept, acknowledge, admit, adopt, choose, grant, pass, pick
مشابه: blackball, boycott, decline, disapprove, disavow, disclaim, dismiss, disregard, rebuff, repel, write off

- They rejected the shipment, as the goods were damaged.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها محموله را رد کردند، چرا که کالاها آسیب‌دیده اند
[ترجمه گوگل] آنها حمل و نقل را رد کردند، چون کالاها آسیب دیده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The university rejected him because his test scores were too low.
[ترجمه ترگمان] دانشگاه او را رد کرد زیرا نمرات امتحانی وی بسیار پایین بود
[ترجمه گوگل] دانشگاه او را رد کرد چون نمرات آزمونش کم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She rejected the company's job offer.
[ترجمه ترگمان] او پیشنهاد کار شرکت را رد کرد
[ترجمه گوگل] او پیشنهاد شغلی شرکت را رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ...

واژه Reject در جمله های نمونه

1. When Sylvester tried to join the army, he was hoping the doctors would not reject him because of his eyesight.
وقتی "سیلوستر" سعی می کرد به ارتش ملحق شود، امیدوار بود که پزشکان به خاطر مشکل بینایی، به او جواب رد ندهند

2. The reform bill was unanimously rejected by Congress.
لایحه اصلاحی به اتفاق آراء توسط کنگره رد شد

3. When his promotion was rejected by the newspaper owner, the editor was thoroughly bewildered.
وقتی که ترفیع سردبیر توسط صاحب روزنامه رد شد، او کاملا گیج شد

4. we reject the slogan "peace at any price"
ما شعار ((صلح به هر قیمت)) را رد می‌کنیم.

5. The British government is expected to reject the idea of state subsidy for a new high speed railway.
[ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود که دولت بریتانیا پیشنهاد یارانه دولتی برای راه‌آهن سریع‌السیر جدید را رد کند
[ترجمه گوگل]انتظار می رود دولت بریتانیا ایده ی دولت را برای راه آهن جدید با سرعت بالا رد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Never reject an idea, dream or goal because it will be hard work. Success rarely comes without it.
[ترجمه ترگمان]هرگز یک ایده، رویا یا هدف را رد نکنید چون کار سخت خواهد بود موفقیت بدون آن به ندرت اتفاق می‌افتد
[ترجمه گوگل]هرگز ایده، رویای یا هدف را رد نکنید چون کار سختی خواهد بود موفقیت به ندرت بدون ...

مترادف Reject

فضولات (اسم)
residue , reject , refuse , garbage , excreta
امتناع کردن از (فعل)
reject
رد کردن (فعل)
decline , gainsay , deny , disclaim , repudiate , disown , pass , disapprove , interdict , veto , rebuff , confute , repel , balk , rebut , baulk , reject , throw down , refuse , overrule , pass up , ignore , spurn , disaffirm , disorient , contradict , controvert , refute , disallow , disprove , impugn , disavow , discommend , hand off
طرد کردن (فعل)
banish , reject , discard , excommunicate
نپذیرفتن (فعل)
decline , repel , reject , refuse , overrule , disallow
نپسندیدن (فعل)
reject , discountenance

معنی Reject در دیکشنری تخصصی

reject
[ریاضیات] قبول نکردن، رد، حذف، نپذیرفتن، رد کردن، رد، طرد کردن، راندن، صرف نظر کردن
[ریاضیات] درب مردودی ها، دریچه ی خروج
[برق و الکترونیک] میان نگذر

معنی کلمه Reject به انگلیسی

reject
• something or someone that does not match up to standards; object of lower quality; (slang) outcast
• refuse, decline, deny, turn down
• if you reject something such as a proposal or request, you do not accept it or agree to it.
• if you reject a belief or a political system, you decide that you do not believe in it or want to support it.
• if an employer rejects a person who has applied for a job, he or she does not offer that person the job.
• if the work that someone such as a writer or designer produces is rejected, the prospective buyer does not accept it.
• if someone rejects another person who expects affection from them, they are cruel or hostile towards them.
• a reject is a product that is sold cheaply, or not sold at all, because there is something wrong with it.
reject allegations
• reject claims, refute arguments
reject an allegation
• refuse to accept the truth of a statement
reject an application
• refuse an application
reject an offer
• refuse an offer
reject endorsement
• reject a transfer; refuse an endorsement

Reject را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Arisan
قبول کردن
Hizan
رد کردن یا نپذیرفتن
محدثه فرومدی
دست رد به سینه کسی زدن
مینا عنایتی
رد کردن.
sportwoman
refuse
say no
سعد
مرجوع کردن
محسن پاشنا
1-کالای مرجوعی(کالا های ایراد دار که معمولا به بهای ارزان تر فروخته میشوند)
2-فرد طرد شده/فرد منفور=Outcast/Pariah
مهدی قائدی
کنار گذاشتن
پریسا ناصری
Reject after confession
انکار بعد از اقرار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی reject

کلمه : reject
املای فارسی : رجکت
اشتباه تایپی : قثتثزف
عکس reject : در گوگل

آیا معنی Reject مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )