برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1392 100 1

Regeneration

/riˈdʒenəˈreɪʃn̩/ /rɪˌdʒenəˈreɪʃn̩/

معنی: اصلاح، تهذیب اخلاق، احیاء، باز زاد، باززایی، نوزایش
معانی دیگر: (زیست شناسی) باز رویش، رشد دوباره، احیا، نوجانی، باز زایش، باز آفرینی، بازسازی، (الکترونیک) بسامد افزایی، به آواسازی

بررسی کلمه Regeneration

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of being re-created or reformed.
متضاد: degeneration
مشابه: revival

(2) تعریف: the growth of new tissue or parts to replace lost or injured tissue or parts.

واژه Regeneration در جمله های نمونه

1. regeneration of a plant after a cutting
باز رویش گیاه پس از زدن شاخه‌ی آن

2. the regeneration of a lizard's tail
باز رویش (رشد مجدد) دم مارمولک

3. The regeneration of the city's downtown dock front will put it on a par with Nice or Cannes.
[ترجمه ترگمان]بازسازی مرکز شهر مرکز شهر، آن را برابر با نیس یا کان قرار خواهد داد
[ترجمه گوگل]احیای مجدد حوضه شهر در مرکز شهر، با تقسیم آن با نیس یا کن می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Vitamin B assists in red-blood-cell regeneration.
[ترجمه ترگمان]ویتامین B به بازسازی سلول قرمز - خون کمک می‌کند
[ترجمه گوگل]ویتامین B در بازسازی سلول های قرمز خون کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The true regeneration of devastated Docklands seemed like pie in the sky.
[ترجمه ترگمان]بازسازی واقعی of در آسمان همچون پای پای در آسمان به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]بازسازی واقعی Docklands ویران شده به نظر می رسید مانند پای در آسمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Regeneration

اصلاح (اسم)
adjustment , reconciliation , modification , repair , correction , amendment , shaving , betterment , rectification , reparation , atonement , revision , reformation , regeneration , emendation , renovation
تهذیب اخلاق (اسم)
edification , regeneration
احیاء (اسم)
regeneration , instauration , wake
باز زاد (اسم)
regenerator , regeneration , rebirth
باززایی (اسم)
regeneration , regeneracy
نوزایش (اسم)
regeneration , renascence

معنی عبارات مرتبط با Regeneration به فارسی

معنی Regeneration در دیکشنری تخصصی

regeneration
[شیمی] احیا ، بازسازی
[برق و الکترونیک] تولید مجدد - باز تولید 1. جایگزین کردن یا بازسازی بارها در لامپ ذخیره بار برای غلبه بر اثرات کاهشی که شامل تلفات بار ناشی خواندن می شود. 2. positive feedback.
[مهندسی گاز] بازیابی ، تولیددوباره
[نساجی] باز یابی - باز یافت - باز سازی - ترمیم - احیاء - اصلاح کردن
[برق و الکترونیک] کنترل باز تولید خازن متغیر،سلف متغیر ، پتانسیومتر یا رئوستایی در گیرنده بازتولیدی که مقدار پسخورد را کنترل می کند و در نتیجه باز تولید را در محدوده ی مفید نگه می دارد.
[برق و الکترونیک] تناوب باز تولید ؛ تناوب جارو فاصله زمانی که در آن صفحه نمایش لامپ ذخیره پرتو کاتدی با باریکه جارو می شود تا توزیع بار نشان دهنده اطلاعات ذخیره شده را دوباره تولید کند.
[مهندسی گاز] برج بازیابی
[برق و الکترونیک] بازسازی پالس فرایند بازسازی به زمان بندی ، شکل و مقادیر حالت اولیه آن .
[برق و الکترونیک] بازسازی سیگنال فرایند دمدوله کردن سیگنال دریافتی برای بازیابی داده های باند عبور آن ( و در نتیجه حذف نویز دریافت شده اما همراه باایجاد خطای بیت) و باز مدوله سازی سیگنال باندپایه با سیگنال حامل برای ارسال مجدد.

معنی کلمه Regeneration به انگلیسی

regeneration
• restoration to good condition, renewal; revival, rebirth; re-creation, re-formation

Regeneration را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mostafa
بازتولید
رومینا
بازآفرینی
A.A
جان بخشیدن،احیا،باززایی
A.A
نو جانی
سامان نصیری
بازیابی
محدثه
باززایش
Elahe
بازسازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی regeneration
کلمه : regeneration
املای فارسی : رگنرتین
اشتباه تایپی : قثلثدثقشفهخد
عکس regeneration : در گوگل

آیا معنی Regeneration مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )