برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1404 100 1

Reed

/ˈriːd/ /riːd/

معنی: نی، قصب، الت موسیقی بادی، نی شنی
معانی دیگر: (موسیقی) نی لبک، نای، (گیاه شناسی) نی (انواع گیاهان جنس phragmites)، ساقه این گیاهان (که در ساختن بام در نواحی پرباران و مرطوب و سبدسازی و غیره به کار می رود)، ماشوره، (یهودیان باستان) یکان سنجش درازا (برابر با شش کوبیت cubit)، (دستگاه بافندگی) شانه، (سازهای بادی) قمیش، دهانگیر، (شعر قدیم) پیکان، تیر، (معماری) رجوع شود به: reeding، با نی یا قصب تزئین کردن، ساخته شده ازنی

بررسی کلمه Reed

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of various tall marsh grasses or their straight, jointed, hollow stalks.

(2) تعریف: a small, flexible strip made of cane or metal that is set into the mouthpiece of a musical instrument, and through which the player blows to produce a sound vibration.

(3) تعریف: an instrument fitted with such a strip, such as a clarinet or oboe.

واژه Reed در جمله های نمونه

1. i wail like a reed because she is away
نالم چو نای من اندر فراق او

2. listen to the story of the reed . . .
بشنو از نی چون حکایت می‌کند . . .

3. Reed wrote a novel about de Sade titled 'When the Whip Comes Down'.
[ترجمه ترگمان]رید رمانی را در مورد de با عنوان زمانی نوشت که \"شلاق\" به پایین می‌آید
[ترجمه گوگل]ری در مورد دی ساد با عنوان 'وقتی که شیر خوردن پایین می آید' رید نوشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Reed worked so well that they doubled his wages.
[ترجمه ترگمان]رید آنقدر خوب کار می‌کرد که دست‌مزد خود را دو برابر کرد
[ترجمه گوگل]رید خیلی خوب کار کرد که دستمزد خود را دو برابر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Referee Michael Reed had no hesitation in awarding a penalty.
[ترجمه ترگمان]مایکل رید، داور مسابقه، در اعطای یک جریمه تردید نداشت
[ترجمه گوگل]داور مایکل رید بدون تردید در اعطای مجازات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The birds buil ...

مترادف Reed

نی (اسم)
tube , cane , straw , pipe , fistula , bulrush , reed , junk , fife , sprit
قصب (اسم)
reed
الت موسیقی بادی (اسم)
reed
نی شنی (اسم)
reed

معنی عبارات مرتبط با Reed به فارسی

نیزار، نیستان
(ساز بادی) قمیش دار، دهانگیردار (مانند oboe و clarinet)
(انگلیس) رجوع شود به: cattail، لویی، بته لویی
زبانه نی
شیر دادن
(ساز موسیقی) ارگ سه لوله، یکنوع الت موسیقی بادی
(لوله ی ارگ) قمیش دار، دهانگیردار، لوله یا نای الات موسیقی بادی نی
(موسیقی - ارگ)، چند لوله ی دارای یک دسته یا مهار، کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
(گیاه شناسی) نی توپی، توروف، جل وزغ (گونه های جنس sparganium که گیاهی آبزی است و برگ های علف مانند و میوه ی سخت و تیغدار دارد)، جل وزهابی
(موسیقی - هر نوع ساز بادی شامل دو نی یا لوله که به هم بسته شده‌اند) ساز دولول

معنی Reed در دیکشنری تخصصی

reed
[عمران و معماری] نی - قمیش
[نساجی] ماسوره - شانه ( قسمتی از دستگاه بافندگی که پودها را در جای خود محکم می کند)
[نساجی] میله شانه جایگاه شانه
[نساجی] کلاهک دفتین - کلاهک شانه
[زمین شناسی] قالب درز اصلی - قالب عمودی و استوانه ای ماسه را گویند که فرضاً نشان دهنده پرشدگی یک قالب به جای مانده از نیزار شنی است
[نساجی] ماشین تمیز کننده شانه
[نساجی] عمل شانه در حین تغذیه ( در شانه فرانسوی )
[نساجی] سیستم نمره بندی شانه بافندگی
[نساجی] ماشین شانه کشی - ماشین نخ کشی از شانه
[نساجی] نقشه شانه کشی - نخ کشی شانه
[نساجی] نخ کشی شانه در ماشین
[نساجی] ماشین شانه کشی - ماشین نخ کشی شانه
[نساجی] شانه کمکی - شانه کناره
[نساجی] خطشانه در پارچه - عیب پارچه نا ...

معنی کلمه Reed به انگلیسی

reed
• any of several varieties of tall marsh grass; thin piece of wood or plastic placed on the mouthpiece of reed instruments (the air flow causes it to vibrate and create sound)
• reeds are tall plants that grow in shallow water or wet ground.
reed business
• business division of reed elsevier group plc that provides a range of communication and information channels (magazines, exhibitions, directories, online media, marketing services) across five continents
more: www.reedbusiness.com
reed construction data
• part of reed elsevier group plc that provides information for construction business (such as quality project news, building product information and cost data for the international construction industry)
reed elsevier finance bv
• owner of reed elsevier group's finance activities
reed elsevier group plc
• world leading publisher and information provider operating in four core markets (science & medical, legal, education and business to business) having its principal operations in north america and europe and jointly owned by its two parent companies - reed elsevier plc and reed elsevier nv
more: www. reedelsevier.com
reed flute
• organ pipe with a reed
reed pen
• pen made out of stiff grass
reed pipe
• organ pipe with a reed
broken reed
• broken stick, broken staff, broken rod
lean on a broken reed
• depend on something unreliable, trust something that is unworthy

Reed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Raha
A tall plant like gras with hollow stem than grow in or near water

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی reed
کلمه : reed
املای فارسی : رید
اشتباه تایپی : قثثی
عکس reed : در گوگل

آیا معنی Reed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )