برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1432 100 1

Recurring

/rɪˈkɜːrɪŋ/ /rɪˈkɜːrɪŋ/

دور زننده، راجع، برگردیده

واژه Recurring در جمله های نمونه

1. recurring memories
خاطرات بازآیند

2. he kept recurring to the first question
او مرتبا به سئوال اول برمی‌گشت.

3. A recurring knee injury may have impaired his chances of winning the tournament.
[ترجمه ترگمان]یکی از آسیب‌های مفصل زانو ممکن است به شانس خود برای برنده شدن این مسابقات آسیب برساند
[ترجمه گوگل]آسیب ناگهانی زانو ممکن است شانس خود را برای برنده شدن در مسابقات کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She has a recurring nightmare about being stuck in a lift.
[ترجمه ترگمان]اون یه کابوس میبینه که تو آسانسور گیر کرده
[ترجمه گوگل]او یک کابوس تکراری دارد که در یک بالابر گیر کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He has recurring flashbacks to the night his friends died.
[ترجمه ترگمان]او flashbacks را به شبی که دوستانش مردن، تکرار می‌کند
[ترجمه گوگل]او تا به حال فریبکارهای تکراری را به یاد می آورد که دوستانش فوت کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی عبارات مرتبط با Recurring به فارسی

دایره
(ریاضی) کسر اعشاری متناوب، دهگان پستایی
اعشار دوری

معنی Recurring در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] ماهیت مکرر
[ریاضیات] متناوب، مکرر
[کامپیوتر] هزینه های تکرار شونده
[حقوق] هزینه های معتبر، هزینه عملیات
[ریاضیات] اعشاری متناوب
[حسابداری] زیانهای مکرر
[زمین شناسی] منطقه یخ گیر تکراری - یخ پیرامونی را گویند که هر سال در یک ناحیه یکسانی یافت می شود.
[ریاضیات] سری بازگشتی، سلسله ی تراجعی، سری برگشتی، سلسله ی برگشتی، سری تراجعی
[ریاضیات] متناوب مرکب

معنی کلمه Recurring به انگلیسی

recurring
• repeating, repetitive, happening again, reappearing
• recurring things happen many times.
recurring decimal
• infinite decimal, decimal comprised of a series of digits which repeat infinitely
recurring dream
• dream that is dreamt over and over
recurring payoff
• income from interest earned on investments

Recurring را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ali
Recurring conflict,جروبحث مداوم
آیرین
مکرر و تکرار شونده
فرهاد سليمان‌نژاد
متناوب، تكراري، مكرر
soha
بازگشتی
Ayat
دوره ای
aslan
مداوم
فرناز
تکرار شونده
MJ
روی دادن مجدد، دوباره اتفاق افتادن
خدیجه
رویاییکه اتفاقات گذشته را مربوط می شود
luna
تکراری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی recurring
کلمه : recurring
املای فارسی : رکوررینگ
اشتباه تایپی : قثزعققهدل
عکس recurring : در گوگل

آیا معنی Recurring مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )