برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1393 100 1

Reconstructive

واژه Reconstructive در جمله های نمونه

1. I needed reconstructive surgery to give me a new nose.
[ترجمه ترگمان] یه جراحی بازسازی صورت لازم داشتم که یه دماغ جدید بهم بده
[ترجمه گوگل]من به جراحی بازسازی نیاز داشتم تا بینی جدیدی به من بدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He's recovering well from reconstructive surgery on his nose.
[ترجمه ترگمان]اون از عمل بازسازی صورت روی دماغش بهبود پیدا کرده
[ترجمه گوگل]او از عمل جراحی بازسازی در بینی بهبود می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. After the accident, he underwent reconstructive surgery to rebuild his face.
[ترجمه ترگمان]بعد از تصادف، اون عمل بازسازی صورت رو انجام داد تا صورتش رو بازسازی کنه
[ترجمه گوگل]پس از حادثه، او تحت عمل جراحی بازسازی برای بازسازی چهره اش قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Next came a small hospital with a reconstructive surgery unit equipped with prosthetic and orthotic appliances and other inputs.
[ترجمه ترگمان]سپس یک بیمارستان کوچک با یک واحد جراحی ترمیمی که مجهز به لوازم مصن ...

معنی کلمه Reconstructive به انگلیسی

reconstructive
• reproductive, recreative, regenerative, reformative

Reconstructive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه رستگار مقدم
ترمیمی
Reconstructive Surgery
جراحی ترمیمی
Toomaz
بازسازنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Reconstructive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )