برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1423 100 1

Recommended


مستحب قانون ـ فقه : مندوب

واژه Recommended در جمله های نمونه

1. highly recommended
مورد توصیه‌ی فراوان

2. the doctor recommended more rest
دکتر استراحت بیشتری را تجویز کرد.

3. they have recommended ali for the job
آنها علی را برای این شغل توصیه کرده‌اند.

4. ahmad has highly recommended this book
احمد خیلی این کتاب را توصیه کرده است.

5. he has been recommended to me by a friend
یکی از دوستان سفارش او را به من کرده است.

6. Her boss recommended a permanent transfer overseas.
[ترجمه ترگمان]رئیسش یک انتقال دائمی در خارج از کشور توصیه کرد
[ترجمه گوگل]رئیس او یک انتقال دائمی را در خارج از کشور توصیه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This book is highly recommended by teachers.
[ترجمه ترگمان]این کتاب به شدت توسط معلمان توصیه می‌شود
[ترجمه گوگل]این کتاب به شدت توسط معلمان توصیه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Choose a stylist recommended by someone whose hair you like.
...

معنی Recommended در دیکشنری تخصصی

[صنعت] توصیه شده ، پیشنهادی
[نساجی] پیشنهاد شده - توصیه شده

معنی کلمه Recommended به انگلیسی

recommended
• advised, suggested; endorsed, approved, vouched for
recommended daily allowance
• amount of vitamins and minerals recommended for consumption by the american food and drug administration, rda
highly recommended
• suggested very favorably as being well suited to some position

Recommended را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
My teacher recommended that dictionary
معلم‌من آن فرهنگ ‌نامه را توصیه کرد
مهسا
توصیه کرد
کاربر آبادیس
توصیه شده، پیشنهادی، پیشنهاد شده
محدثه فرومدی
سفارش‌شده، تجویزی، تجویزشده، رواداشته، معرفی‌شده، مورد توصیه، مورد تجویز، مورد سفارش، مورد معرفی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی recommended
کلمه : recommended
املای فارسی : رکممندد
اشتباه تایپی : قثزخئئثدیثی
عکس recommended : در گوگل

آیا معنی Recommended مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )