برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

Recently

/ˈriːsn̩tli/ /ˈriːsn̩tli/

معنی: تازه، بتازگی
معانی دیگر: اخیرا، جدیدا

بررسی کلمه Recently

قید ( adverb )
• : تعریف: in the near past.

- He looked pale because he had recently been ill.
[ترجمه آرمین] رنگش‌پریده بود.زیرا جدیدا بیمار شده است
|
[ترجمه Helia] او رنگش پریده بود چون اخیرا مریض بود
|
[ترجمه Amirali] اون رنگش پریده بود، چون اخیرا بیمار شده است.
|
[ترجمه ترگمان] رنگش پریده بود، چون اخیرا بیمار شده بود
[ترجمه گوگل] او به رنگ زرد به نظر می رسید زیرا اخیرا بیمار شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Recently در جمله های نمونه

1. recently his reputation has soared
اخیرا شهرت او بالا گرفته است.

2. recently meat has become dearer
گوشت تازگی گرانتر شده است.

3. recently she has gotten a wad of attention
اخیرا خیلی مورد توجه قرار گرفته است.

4. recently she has stopped criticizing
اخیرا دست از انتقاد کشیده است.

5. recently stock prices have taken a tumble
اخیرا قیمت سهام افت کرده است.

6. a recently constituted party
حزبی که اخیرا تاسیس شده است

7. he recently vacated his post
او اخیرا شغل خود را رها کرد.

8. they recently succeeded in exploding an atomic bomb
اخیرا موفق به منفجر کردن یک بمب اتمی شدند.

9. a mother recently bereaved
مادری که اخیرا داغدار شده است

10. he was recently released from jail
او اخیرا از زندان آزاد شد.

11. discoveries that have recently spotlighted this subject
کشفیاتی که اخیرا این مطلب را کانون توجه کرده‌اند

12. much headway has recently been made in fighting illiteracy
در پیکار با بی‌سواد ...

مترادف Recently

تازه (قید)
lately , recently
بتازگی (قید)
newly , lately , recently

معنی کلمه Recently به انگلیسی

recently
• lately, in recent times
• if something happened recently, it happened only a short time ago.
• recently- combines with past participles to form adjectives which indicate that something was done a short time ago.
until recently
• up until lately, up until a short time ago, until not so long ago

Recently را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sepideh
جدیدا
Fatemeh
اخیرا
Mobina
اخيراً
Neda
جدیدا،اخیرا
minoo
بتازگی
s1385
not long ago or before جدیدا
Parisa
اخیرا
ارزو
به تازگی
tinabailari
he has been back to America recently
او اخیرا به آمریکا بر گشته بود
التن قاسمپور
اخیراً،تازگی ها،جدیدا
tinabailari
اخیرا ، به تازگی
I know you recently got a new job☯️
میدانم که اخیرا یک شغل جدید پیدا کرده ای
ملیکا
تازه
Mobina
اخیرا، تازگی، جدیدا،
We recently buy a house
اخیرا ما خانه خریدیم
Mersa
تازه بتازگی
فرشتهِ عشق
Recently, I do not know why you sleep in bed together at night
I wake up in the morning and I see that my clothes are out of my body
Shiva_sisi
اخیرا.
ب‌تازگی.
Not ling time ago or before
Shiva_sisi
Lately
Kadkhodai
تازه جدید بتازگی اینا همه میشه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی recently

کلمه : recently
املای فارسی : رکنتلی
اشتباه تایپی : قثزثدفمغ
عکس recently : در گوگل

آیا معنی Recently مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )