برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1396 100 1

Reassuring

واژه Reassuring در جمله های نمونه

1. It was reassuring to hear John's familiar voice.
[ترجمه Foad] آن قوت قلبی بود که صدای آشنای جان را بشنویم
|
[ترجمه ترگمان]شنیدن صدای آشنا جان مرا مطمئن کرد
[ترجمه گوگل]برای شنیدن صدای آشنا جان راضی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He smiled at me in a reassuring way.
[ترجمه ترگمان]او به طرزی اطمینان‌بخش به من لبخند زد
[ترجمه گوگل]او به طرز آرامش بخش به من لبخند زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was constantly reassuring himself that he had acted for the best.
[ترجمه ترگمان]پیوسته به خود اطمینان می‌داد که بهترین کار را کرده‌است
[ترجمه گوگل]او به طور مداوم اطمینان خود را که او برای بهترین عمل کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's reassuring that we've got the money if necessary. ...

معنی کلمه Reassuring به انگلیسی

reassuring
• someone or something that is reassuring helps you not to worry.

Reassuring را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sania
اطمینان بخشیدن
نسرین
قوت قلب دادن
Pouria
making you feel less worried

(باعث قوت قلب و اطمینان خاطر)
دلگرم کننده
باعث دلگرمی
amin
اطمینان بخش


خدا قوت😧🚫

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Reassuring مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )