اغلب زیاد ( ولی نه خیلی زیاد ) ( بیشتر وقت ها )
My brother is quite often ill
برادرم بیشتر وقت ها مریضه
برادرم بیشتر وقت ها مریضه
کاملا زیاد، خیلی زیاد
خیلی وقت ها
اکثر مواقع - اکثر اوقات - غالب اوقات
How often do you normally wear t - shirts?
I wear t - shirts quite often, especially during the warmer months of the year. They are a casual and comfortable option for many occasions
بیشتر، پرتکرار، پرشمار
اغلب
غالب اوقات
به اندازه کافی زیاد
به اندازه کافی مکرر
به اندازه کافی مکرر
به دفعات، بارها، مکررا، بسیار زیاد