quite forward

پیشنهاد کاربران

جسور، بی باک، گستاخ، یا بیش از حد صمیمی، بی ادب، سبک سر.
مثال ها:
۱. The child was quite forward and spoke to strangers without hesitation.
آن کودک بسیار جسور بود و بدون مکث با غریبه ها صحبت می کرد.
...
[مشاهده متن کامل]

۲. I found his behavior quite forward as we had only just met.
رفتار او را بسیار گستاخانه یافتم چون ما تازه همدیگر را دیده بودیم.
۳. She is a quite forward girl who always speaks her mind.
او دختری بسیار جسور و صریح است که همیشه عقیده اش را می گوید.