quite a haul

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• غنیمت قابل توجه
• دستاورد چشمگیر
• مقدار زیادی از چیزی
• شکار حسابی
• بارِ سنگین و قابل توجه
• کلی جنس / پول / امتیاز
🔸 مثال ها:
• "We went shopping and came home with quite a haul. "
...
[مشاهده متن کامل]

رفتیم خرید و با کلی جنس برگشتیم.
• "The thieves made quite a haul. "
دزدها غنیمت قابل توجهی به دست آوردند.
• "She found quite a haul at the flea market. "
او در بازار دست دوم فروشی کلی جنس خوب پیدا کرد.