quick ratio

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. As a result, the adoption of the quick ratio is necessary.
[ترجمه ترگمان]در نتیجه، اتخاذ نسبت سریع ضروری است
[ترجمه گوگل]در نتیجه، پذیرش نسبت سریع ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the Quick ratio, the Quick assets are cash, marketable securities (short-term investments), and net receivables.
[ترجمه ترگمان]در نسبت سریع، دارایی های سریع نقدینگی، وثیقه های قابل فروش (سرمایه گذاری های کوتاه مدت)، و مطالبات خالص هستند
[ترجمه گوگل]در نسبت سریع، دارایی های سریع پول نقد، اوراق بهادار قابل فروش (سرمایه گذاری های کوتاه مدت) و بدهی های خالص است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Thus, apart from the current ratio and quick ratio, analysts may use the cash ratio to evaluate the immediate solvency.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، صرف نظر از نسبت جریان و نسبت سریع، تحلیل گران ممکن است از نسبت پول نقد به ارزیابی توان مالی فوری استفاده کنند
[ترجمه گوگل]بنابراین، صرف نظر از نسبت فعلی و نسبت سریع، تحلیلگران ممکن است نسبت پول نقد برای ارزیابی بدهی فوری استفاده کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The quick ratio ( or acid - test ratio ) is an improvement to the current ratio.
[ترجمه ترگمان]نسبت سریع (یا نسبت تست اسیدی)بهبود نسبت جریان است
[ترجمه گوگل]نسبت سریع (یا نسبت اسید - آزمون) بهبود نسبت به نسبت فعلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The computed figures of quick ratio show that the quick ratio has realized a tangible improvement from 1997 to 199 Solarwind Corporation's immediate solvency has been notably raised.
[ترجمه ترگمان]ارقام محاسبه شده نسبت به سرعت نشان می دهند که نسبت سریع از سال ۱۹۹۷ تا ۱۹۹ اداره پرداخت بدهی ها به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرده است
[ترجمه گوگل]ارقام محاسبه شده نسبت سریع نشان می دهد که نسبت سریع، بهبود قابل ملاحظه ای را از سال 1997 تا 199 دریافت کرده است از لحاظ مالی بالقوه شرکت Solarwind Corporation به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Third, total assets, quick ratio, patterns of guarantee or collateral and number of operating years of firms also have influence on loan pricing.
[ترجمه ترگمان]سوم، کل دارایی ها، نسبت سریع، الگوهای ضمانت یا وثیقه و تعداد سال های کارکرد شرکت ها نیز بر قیمت گذاری وام تاثیر دارند
[ترجمه گوگل]سوم، دارایی های کل، نسبت سریع، الگوهای تضمین یا وثیقه و تعداد سالهای کار در شرکت ها نیز بر قیمت گذاری وام تأثیر می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Current liabilities as "0", the quick ratio is how much?
[ترجمه ترگمان]بدهی های جاری به عنوان \"۰\"، نسبت سریع چقدر است؟
[ترجمه گوگل]بدهی های فعلی به عنوان '0'، نسبت سریع چقدر است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Quick ratio is the measurement of the company's ability to reimburse current liabilities and it is an important indicator of current ratio.
[ترجمه ترگمان]نسبت سریع اندازه گیری توانایی شرکت برای بازپرداخت بدهی های جاری و شاخص مهمی از نسبت جاری است
[ترجمه گوگل]نسبت سریع، اندازه گیری توانایی شرکت برای بازپرداخت بدهی های فعلی است و شاخص مهم نسبت فعلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In the quick ratio, the quick assets are cash, marketable securities ( short - term investments ), and net receivables.
[ترجمه ترگمان]در نسبت سریع، دارایی های سریع نقدینگی، وثیقه های قابل فروش (سرمایه گذاری های کوتاه مدت)، و مطالبات خالص هستند
[ترجمه گوگل]در نرخ سریع، دارایی های سریع پول نقد، اوراق بهادار قابل فروش (سرمایه گذاری های کوتاه مدت) و بدهی های خالص است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The quick ratio reflects the relationship of quick assets to current liabilities, it can tell analysts the ability of immediate debt paying.
[ترجمه ترگمان]این نسبت سریع نشان دهنده رابطه دارایی های سریع به تعهدات فعلی است که می تواند به تحلیل گران توانایی پرداخت بدهی فوری را گوشزد کند
[ترجمه گوگل]نسبت سریع نسبت بازده رابطه دارایی های سریع به بدهی های فعلی، می تواند تحلیلگران را قادر به پرداخت بدهی های فوری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. AS a result, the adoption of the quick ratio is necessary.
[ترجمه ترگمان]در نتیجه، اتخاذ نسبت سریع ضروری است
[ترجمه گوگل]به عنوان نتیجه، تصویب نسبت سریع لازم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. For companies with high stock levels, the so-called quick ratio may be more relevant since this excludes stocks from the current assets.
[ترجمه ترگمان]برای شرکت هایی که دارای سطح بالایی از سهام هستند، این نسبت به اصطلاح سریع ممکن است بیشتر مرتبط باشد چون این امر سهام را از دارایی های فعلی مستثنی می کند
[ترجمه گوگل]برای شرکت هایی با سطوح بالای سهام، نرخ به اصطلاح سریع ممکن است بیشتر مربوط باشد، زیرا این امر سهام سهام دارایی های فعلی را حذف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The four financial indexes which affect earnings per share are the net asset per share, unaccommodated profit per share, quick ratio and return on assets respectively.
[ترجمه ترگمان]چهار شاخص مالی که بر درآمدها در هر سهم تاثیر می گذارند عبارت است از دارایی خالص هر سهم، سود تقسیمی هر سهم، نسبت سریع و بازگشت به دارایی ها
[ترجمه گوگل]چهار شاخص مالی که بر درآمد هر سهم تاثیر می گذارد، دارایی خالص هر سهم، سود ناخواسته در هر سهم، نسبت سریع و بازده دارایی ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. What is an acceptable current ratio?The answer is similar to that of current ratio, that is to say, the figure of quick ratio also depends on the nature of the industry.
[ترجمه ترگمان]نسبت جریان قابل قبول کدام است؟ پاسخ مشابه نسبت جاری است، یعنی، شکل نسبت سریع نیز به ماهیت صنعت بستگی دارد
[ترجمه گوگل]نسبت جریان فعلی قابل قبول است؟ پاسخ مشابه شبیه نسبت فعلی است، یعنی رقم نسبت سریع نیز به ماهیت صنعت بستگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[حسابداری] نسبت آتی
[ریاضیات] نسبت سریع، نسبت نقدینگی، نسبت آنی

به انگلیسی

• (economics) ratio between the current debts of a company and its current liquid assets (measures the company's ability to fulfill its financial obligations over the short-term)

معنی یا پیشنهاد شما