/ˈkweɪkɪŋ/
لرزش شدید و ناگهانی اغلب از ترس یا شوک، از ترس لرزیدن، لرزش زمین یا صدا در موارد ادبی، لرزش به خاطر سرما، لرزان، در حال لرزش
مشتق شده از فعل quake
برای توصیف لرزش شدید بدن، صدا یا زمین به کار می رود و اغلب بار احساسی دارد
She was quaking with fear = او از ترس می لرزید
لرزش شدید و ناگهانی اغلب از ترس یا شوک، از ترس لرزیدن، لرزش زمین یا صدا در موارد ادبی، لرزش به خاطر سرما، لرزان، در حال لرزش
مشتق شده از فعل quake
برای توصیف لرزش شدید بدن، صدا یا زمین به کار می رود و اغلب بار احساسی دارد
She was quaking with fear = او از ترس می لرزید