برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1617 100 1
شبکه مترجمین ایران

questionable

/ˈkwest͡ʃənəbl̩/ /ˈkwest͡ʃənəbl̩/

معنی: قابل بحی، مشکوک
معانی دیگر: سوظن آفرین، نامعین، نامعلوم، (از نظر اخلاقی) مورد سوظن، غیرقابل اعتماد

بررسی کلمه questionable

صفت ( adjective )
مشتقات: questionably (adv.), questionableness (n.)
(1) تعریف: of doubtful honesty, legality, or propriety.
مترادف: dubious, fishy, shady
متضاد: unimpeachable
مشابه: borderline, doubtful, equivocal, improper, suspect, suspicious

- His offer was generous and yet his motives were questionable.
[ترجمه ترگمان] پیشنهادش سخاوتمندانه بود و با این حال، انگیزه‌های او questionable بود
[ترجمه گوگل] پیشنهاد او سخاوتمند بود و هنوز انگیزه هایش مشکوک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The labor department is looking into the company's questionable hiring practices.
[ترجمه ترگمان] بخش کار به دنبال شیوه‌های استخدام سوال‌برانگیز این شرکت است
[ترجمه گوگل] بخش کار به دنبال شیوه استخدام مشکوک شرکت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: open to controversy or dispute.
مترادف: controversial, debatable, disputable, problematic
متضاد: absolute, decided, incontestable, incontrovertible, indisputable, indubitable, undeniable, undisputable, undoubted, unquestionable
مشابه: doubtful, dubious, fishy, invalid, uncertain, unreliable, untrustworthy
...

واژه questionable در جمله های نمونه

1. a questionable and indeterminable relationship
رابطه‌ای شک برانگیز که نمی‌توان ماهیت آن را تعیین کرد

2. a questionable story
داستانی که در صحت آن تردید وجود دارد

3. of questionable origin
دارای منبع نامعلوم

4. to employ questionable methods in business
در بازرگانی از روش‌های قابل انتقاد استفاده کردن

5. the legality of your action is questionable
قانونی بودن عمل شما مورد تردید است.

6. the assignation of this poem to poe is questionable
نسبت دادن این شعر به ((پو)) مشکوک است.

7. the dependability of this car for a long trip is questionable
قابل اعتماد بودن این اتومبیل برای یک سفر طولانی تردیدآمیز است.

8. He has been dogged by allegations of questionable business practices.
[ترجمه ترگمان]اتهامات مربوط به فعالیت‌های تجاری سوال‌برانگیز رد شده‌است
[ترجمه گوگل]او با ادعاهای عملی تجاری مشکوک تحت فشار قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It is questionable whether this goal can be achieved.
[ترجم ...

مترادف questionable

قابل بحی (صفت)
arguable , moot , debatable , discussible , disputable , questionable
مشکوک (صفت)
uncertain , esoteric , questionable , suspicious , doubtful , fishy , dubious , shady , dubitable , precarious , vacillatory , skeptic

معنی کلمه questionable به انگلیسی

questionable
• dubious, doubtful, suspect; debatable, controversial
• if you say that something is questionable, you mean that it is not certain or reliable because you think there is something wrong with it.
questionable acts
• dubious deeds, odd actions which arouse insecurity

questionable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شاهین حسینی راد
بحث برانگیز
بهزاد افشار
سوال‌برانگیز-غیرقابل استناد
مصطفیMostafa110ali@gmail.com
بحث برانگیز
میلاد علی پور
زیر سوال، چالش برانگیز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی questionable

کلمه : questionable
املای فارسی : قوستینبل
اشتباه تایپی : ضعثسفهخدشذمث
عکس questionable : در گوگل

آیا معنی questionable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )