برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

quartersaw


(الوار را از درازا به صورت چهار تخته ی ضخیم بریدن و سپس به صورت تخته های نازک تر بریدن) چهار تخته بری کردن، به چهار تخته اره کردن، الوار رابچهار قسمت بریدن، چوپ را بچهار قسمت اره کردن

بررسی کلمه quartersaw

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: quartersaws, quartersawing, quartersawed, quartersawn
• : تعریف: to saw (a log) lengthwise into quarters and then into boards.

quartersaw را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی quartersaw

کلمه : quartersaw
املای فارسی : قوارترسو
اشتباه تایپی : ضعشقفثقسشص
عکس quartersaw : در گوگل

آیا معنی quartersaw مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )